شعرشیعه
به قول نویسندة محقق کتاب، شعر عبدی در حدی جزیل و متین بود که سید حمیری با همة مقام بلندش در شعر و شاعری گفته است:
«انا اشعر الناس ولا العبدی»
«من هم از همة مردم شاعرترم بجز عبدی»
معروفترین سرودههای عبدی قصیده «بائیه» است که صاحب «الغدیر» ابـیات آن را در۸۶ بیت، صاحب «ادب الطفّ» در ۹۸ بیت به شمار آوردهاند با این مطلع:
«بلّغ سلامی قبراً بالغرّی حوی ر اَو فی البرّیه من عُجم و من عرب»
یعنی سلام مرا به قبری در «غری = نجف» برسان که وفادارترین مردم ـ از عرب و عجم ـ را در برگرفته است.
عبدی کوفی در این قصیده به تفصیل به داستان غدیر میپردازد و به مناقب حضرت مولا(ع) مانند «ردّ الشّمس» و «لیلة المبیت» و اینکه آنحضرت، همسر حضرت زهرا(س) ـ بضعه = (جگرگوشه) ـ پیغمبر(ص) بوده، اشاره میکند؛ آنگاه از فرزندان امام(ع) که همان فرزندان پیغمبرند، یاد میکند. میگوید:
لُقّبِت بالرّفض لمّا أن منتحهــم ر و احسن ما اُدعـــی به لقبـــی
صلوه ذی العرش تتری کلّ آونة ر علی ابن فاطمة الکشاف للکُرب
و ابنیه من هـالک بالسمّ مخترم ر و من معفّرخدٍ فی الثّــری ترب
یعنی مرا رافضی لقب دادهاند که بهترین لقبی است که بدان خوانده شدهام. درود خدا ـ صاحب عرش ـ در هرآن، بر علی فرزند فاطمه (بنت اسد) که پیوسـته گرفـتاریها را برطـرف میکرد و دو فرزندش (امام حسن(ع) و امام حسین(ع)) که یکی را با زهر کشـتند و دیگری صورتش را بر خاک نهادند (و شهید کردند).
وی در اشعار بعدی به منقبت امام سجاد(ع) و امامان اطهار بعدی تا حضرت مهدی(عج) میپردازد و در مورد امام زمان(عج) میگوید:
«من یملأ الارض عدلاً بعد ما ملئتر جوراً و یقمع اهل الزّیغ و الشّغب»«کسی که زمین را پر از عدل میکند بعد از آنکه جور و ستم شده باشد و اهل گمراهی و مکررا ریشهکن میسازد.»
***
۴ ـ چهارمین شاعر معرفی شده در کتاب، دِعبل خزاعی (متولد ۱۴۸ ـ متوفی ۲۴۶ هجری قمری) است.۱
دعبل در سال وفات امام صادق(ع) به دنیا آمد و معاصر با سه تن از امامان شیعه حضرت امام موسی کاظم(ع)، حضرت امام رضا(ع) و امام جواد(ع) بوده است. وی که قامتی بلند و جثّهای قوی داشته در حدود ۹۸ سال عمر کرده که پنجاه سال آن را به قول خودش، چوبة دار بر دوش داشته و به دنبال کسی میگشته است که بر دارش زند، ولی کسی را نمییابد که چنین کند!!
«دعبل»، شاعر هجو و مدح است: ستمگرانی چون هارون و امین و مأمون و معتصم و واثق و متوکل را هجو کرده و اهل بیت عصمت و طهارت از امام علی(ع) تا حضرت قائم(عج) را مدح گفته است. او شاعری توانا و کمنظیر بود. آوردهاند که وقتی قصیدة معروف «تائیه» را با مطلع:۲
«مدارس آیات خلت من تلاوه ر و منزل وحی مفقر الفقرات»
برای مأمون عباسی خواند، مأمون آنقدر گریست که ریشش از اشک، تر شد.نیز وقتی مأمون به او امان میدهد که قصیدة «رائیه» را که حاوی مدح اهل بیت(ع) و هجو شدید بنیعباس است برای او بخواند و او به این بیت میرسد که:
«هیهات کلُّ امرءٍ رهنٌ بما کسبت ر یداه فخذ ما شئت او فذر»
یعنی «هیهات، هرکس در گرو دستآورد خویش استر تو هرچه خواهی برگیر و هرچه خواهی واگذار»مأمون عمامه از سر برداشت و بر زمین کوبید و گفت «صدقت والله یا دعبل»۳
دعبل علاوه بر آنکه به اعتراف مورخان، مردی بلندنظر و دارای علوّ طبع و شـجاعت و جسارت بوده، متکلم، شـاعر، ادیب و عالمِ به «ایام عرب»، «طبقات شعراء» بوده است. آثار زیر منسوب به اوست:
۱ ـ کتاب طبقات الشعراء
۲ ـ الواحد فی مثالب العرب و مناقبها
۳ ـ دیوان قصائد دعبل
نویسندة کتاب در مورد شهرت این شاعر به «دعبل» که به نقل «الاغانی» به معنای شتری است که همراه بچهاش هست، مینویسد: چون دعبل به خاطر جانبداری از اهل بیت(ع) پیوسته از شرّ خلفای عباسی از این شهر به آن شهر میرفته، او را «دعبل» = (شتر نیرومند) خواندهاند.
دعبل پس از ولایتعهدی حضرت رضا(ع) در مرو به حضور حضرت شرفیاب شـد و قصـیدة معروف «تائیه»ی خود را برای حضرت «انشاد»۴کرد. و وقتی به یاد قبور پراکندة اهل بیت(ع) اشاره کرد و با اشاره به مرقد مطهر امام موسیکاظم(ع) این بیت را خواند که:
«و قبرٌ ببغدادٍ لنفس زکیّه ر تضمّنها الرحمن فی الغرفات» حضرت گریست و دو بیت اضافه فرمود:
«و قبرٌ بطوسٍ یالها من مصیبه ر الحّت عل الأحشاء بالزّفرات»
«الی الحشر حتی یبعث الله قائماً ر یفرّج عنّا الّهم و الکربات» دو بیت افزودة امام رضا(ع)، اشاره به مرقد مطهر خودشان در طوس دارد.
***
ابیات قصیده تائیّه را به ترتیب ۱۱۵ ، ۱۲۰ ، ۱۲۱ ، ۱۲۳ (با دو بیت افزودة امام رضا(ع)) بیت به شمار آوردهاند.
***
… متأسـفانه به قول نویسندة کتاب، با اینهمه محسنات و برجسـتگیهای دعبل، پارهای تاریخنویسان ادب، به خاطر تشـیع او ، از او بدگویی کرده و حتی اشارهای به مشهورترین و بهترین اثر او یعنی «مدارس آیات … » نکردهاند.
فهرستی از عناوین اشعار دعبل طبق عنوانبندی مؤلف متتبّع «شعر شیعه …»:
ـ تأسف از روی کا رآمدن نااهلان (بیعت فلتة سقیفه …)
ـ مهجوریت آثار رسالت و خاموشی چراغ اهل بیت(ع)
ـ ذمّ حسدورزان به اهل بیت(ع)
ـ مرثیه برای شهدای کربلا
ـ یاد از قبور پراکندة شهدای اهل بیت(ع)
ـ ذکر مفاخر علویان و بنیهاشم
ـ مسئولیت تَیْم وعدیّ (دو قبیلة ابوبکر و عمر) در غصب حق اهل بیت(ع)
ـ اظهار عشق به اهل بیت(ع)
ـ امیدواری به حضرت امام منتظر(عج)
عناوین دیگری برای اشعار دعبل:
ـ بیوفایی و نامردی مردمان
ـ حسرت بر جوانی
ـ عدم تأثیر سخن حق
ـ مناقب حضرت علی(ع)
ـ تأثر در مصائب اهل بیت(ع)
ـ نکوهش ظالمان آل محمد(ص)
و بالاخره، هجو مأمون خلیفة عباسی.
***
خدا، دعبل را غریق رحمت واسعه خویش گرداند و عمر آقای شیخالرئیس را بیش از دعبل که ۹۸ سال بود، ۱۲۰ سال یا بیشتر کند…
پی نوشت ها
۱- نویسندة گرامی «شعر شیعه» بیشترین صفحات را از صفحة ۱۹۱ تا ۲۱۸ (۳۸ صفحه) اختصاص به دعبل خزاعی داده است. سکرالله سعیه…
۲- در مورد مطلع این قصیده اختلاف است.
۳- آنچه مؤلف گرانقدر کتاب «شعر شیعه و …» در مورد واکنش مأمون عباسی در برابر اشعار ولائی دعبل خزاعی آوردهاند، به خصوص اشعاری که مدح و ذم بنیعباس رادارد، حاکی از این است که عقیدة بعضی از مورخین که مأمون عباسی را «شـیعه» دانستهاند، قرین به صحت است. دعوت او از حضرت رضا(ع) و تفویض سمت ولایتعهدی به آن حضرت که یک سنتشکنی شگفتآور بود که به جای جانشینی بنیعباس، امام رضا(ع) را که به وضوح مخالف حکومت عباسیها بودند، به جانشینی خود برگزید، بر صحت این عقیده مهر بیشتری میزند. محتمل است شهادت امام(ع) (بنا بر این قول) کار اطرافیان و خاندان او بوده باشد که بعد از شکست «امین»، کینة مأمون را به دل داشتهاند. تغییر رویة او نسبت به علویون پس از شهادت امام رضا(ع) نیز نیاز به بحث جداگانهای دارد. والله اعلم…
۴- «انشاد» به معنی خواندن شعر سروده شده است. «انشاء» به معنای سرودن شعر.