روزنامه جمهوری
توصیه‌های اخلاقی
روزنامه جمهوری اسلامی   |   26-04-1396, 00:01   |   کد خبر: 141033   |   لینک خبر:   jomhourieslami.net/?newsid=141033 

آیت‌الله بهاء الدینی

بیست و هشتم تیرماه سالروز وفات آیت‌الله سیدرضا بهاءالدّینی (1376ـ1287ش)، است. وی فقیه و معلم اخلاق و عرفان عملی و از شاگردان آیت‌الله حائری، سید محمد حجت، سید محمد تقی خوانساری و آیت‌الله حاج آقا حسین بروجردی بود. بیشترین اشتغال و شهرت آیت‌الله بهاءالدینی، بحث‌ها و درس‌های اخلاقی عمومی یا خصوصی وی بود که تا روزهای آخر حیاتش ادامه داشت. سید رضا بهاءالدینی در نهم فروردین 1287ش در قم به دنیا آمد. پدرش "سید صفی الدّین" مردی عابد و خادم حرم حضرت معصومه(س) بود، انس فراوانی با قرآن داشت و در درس آیت‌الله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی و شیخ ابوالقاسم کبیر قمی شرکت کرده بود. بهاءالدّینی به تشویق پدر، از کودکی به تحصیل علوم دینی در حوزه علمیه قم پرداخت و دروس سطح را نزد میرزا محمد علی ادیب تهرانی، میرزا محمد همدانی، آخوند ملا علی همدانی (متوفی 1357 ش) و سید صدرالدین صدر (متوفی 1373) حاضر شد. وی در 19 سالگی در درس خارج فقه و اصول آیت‌الله شیخ عبدالکریم حائری یزدی حاضر شد و پس از او از جلسات درس سید محمد حجت (متوفی 1372)، سید محمد تقی خوانساری (متوفی 1371) و حاج آقا حسین بروجردی (متوفی 1340 ش) بهره برد و از آن پس، سال‌ها به تدریس دروس عمومی ادبیات، فقه و اصول، و نزدیک به بیست سال به تدریس خارج فقه و اصول در حوزه علمیه قم پرداخت. بیشترین اشتغال آیت‌الله بهاءالدینی در طول زندگی، تدریس علوم حوزوی بوده است. افراد زیادی از فضلا در درس او حاضر شدند.
شهرت اخلاقی
بیشترین شهرت آیت‌الله بهاءالدینی، بحث‌ها و درس‌های اخلاق عمومی یا خصوصی وی بود که تا روزهای آخر حیاتش ادامه داشت. او هیچ‌گاه در درس رسمی اخلاق شرکت نکرده بود و بیشتر، از رفتار و منش استادان خود، به ویژه شیخ ابوالقاسم کبیر قمی، بهره‌های اخلاقی برده بود. او همواره در تهذیب اخلاق و ارائه دستورالعمل معنوی به شاگردان خود می‌کوشید. وی در حوزه علمیه قم، به معلم اخلاق و عرفان مشهور بود تا آنجا که در اسفند 1375ش، سمیناری با عنوان "حوزه و تهذیب اخلاق" برای تجلیل از او در قم برگزار شد.
آثار
هیچ یک از نوشته‌های پراکنده‌ای که وی درباره نهج البلاغه، تفسیر قرآن و تقریرات فقهی برخی استادانش نگاشته، منتشر نشده است. اما بخشی از درسهای اخلاقی و برخی مصاحبه‌های او، در دو کتاب «سلوک معنوی» و «نردبان آسمان: مجموعه‌ای از درس‌های اخلاق فقیه وارسته و عارف فرزانه، حضرت آیه‌الله بهاءالدینی» به چاپ رسیده است.
درگذشت
آیت‌الله بهاءالدینی در 28 تیر 1376ش درگذشت و در حرم حضرت معصومه(س) در قم به خاک سپرده شد.
توصیه‌های اخلاقی
در گرامی داشت رحلت این عالم ربانی برخی از توصیه‌های اخلاقی ایشان برای طلاب جوان یادآوری می‌گردد:
تفکر و روشنایی باطنی
«در وجود انسان یک منبع سرشار از نور و علم و معرفت است که دسترسی به آن ممکن نیست؛ مگر با ریاضاتی مشروع که مهمترین آنها پرهیز از گناه و لقمه حرام است. این صفت نیکو در صورتی برای انسان پدید می‌آید که دوره‌ای پی در پی و متوالی از تفکر در زمینه‌ای گوناگون را بگذراند. آن گاه است که چشم انسان به آن سرچشمه باز می‌شود و قلب آدمی نورانی می‌گردد. پس از رسیدن به مرتبه تفکر، عالم هستی، کتاب درسی انسان می‌شود. با مطالعه بیشتر و دقت فراوانتر، نورافشانی زیادتر می‌شود. تا این که پس از چندین سال، بینایی چشم، روشنایی دل و نورانیت درونی، نصیب آدمی می‌شود. و در پی آن است که همه معارف اسلام را آن طور که هست، درمی یابد و «وجدان» می‌کند. آنچه حق است می‌یابد و طهارت درون و باطن همراه او می‌شود. فکر جریان یافته، محصولات ارزنده‌ای به عالم وجود تقدیم می‌کند. بسیاری از ابتکارات، خلاقیتها و نوآوری‌ها در پی این حالت نصیب انسان می‌گردد.». «بنده چهار سال مدام مشغول تفکر بودم؛ تا این که دریچه‌ای به رویم باز شد و در موضوعی ده سال به فکر و تعمق اشتغال داشتم و سرانجام به نتیجه رسیدم. اگر تفکر در زندگی انسان باشد، عبادات انسان عمق بیشتری می‌یابد و حال معنوی بهتری خواهد داشت. فکر است که بیداری صبحگاهی آدمی را عظمت می‌بخشد و به تهجد و عبادات او بها می‌دهد. باید قبل از اذان صبح بیدار شویم و مدتی فکر کنیم، تا آثار معجزه آسای تفکر را دریابیم. اگر جای خلوت و مکانی مقدس را انتخاب کنیم، برکات بیشتری خواهد داشت. بنده اغلب جاهایی که می‌خواستم بروم پیاده می‌رفتم و راههای خلوت را انتخاب می‌کردم، تا بتوانم بهتر و بیشتر به فکر خود ادامه دهم. گاهی مسیری سی کیلومتر بود، اما خسته نمی‌شدم؛ زیرا همیشه مشغول به تفکر و تعمق بودم. بارها پیاده به جمکران می‌رفتم، تا بهتر بتوانم چیزهایی را به دست آورم و فکر کنم. باید بدانیم که فکور بودن، نقش ارزشمندی در رسیدن به مقامات معنوی دارد. بسیاری از معضلات فکری و مشکلات علمی انسان حل می‌شود، مسائلی همچون حاکمیت خدای متعال بر هستی، مقام و ارزش معصومین علیهم السلام و نقش آنان در جهان و عالم تکوین، عظمت قدرت الهی و ضعف خرد بشری و قدرتهای ظاهری در مقابل پرودگار متعال و...»
اصلاحگری خلیفه الله
میگویند این بشر، اثر موجودات است. اثر، اثر موجودات است ولی نه آن اثری که شما خیال می‌کنید؛ بلکه آن خلیفه‌الله است، همه به برکت آنها باید ارتزاق کنند. خداوند یک بشرهایی نمایش داده انبیاء، اولیاء، ولاه که آنها رحمت در حیوانات هم هستند؛ همه‌اش که مسئله شرق و غرب نیست که ویتنام درست کنند افغانستان نابود کنند، آنها (خلیفه الله) اهل عمرانند، اهل آبادانی اند، اهل اصلاحند. آدم عاقل یک همچنین قدرت اقتصادی و مالی را صرف احیاء میکند. خلاصه همه برکات آنها هستند، اینکه در زیارت جامعه کبیره میخوانیم بکم فتح‌الله و بکم یختم و بکم ینزل الغیث بکم کذا و بکم کذا همه برای خلفاء و جانشینان خداست که کار خدایی میکنند، رحمه للعالمینند، شفقت به بشر دارند، خدمات به بشر کردند. آثار طبیعی آثار طبیعی مال طبقه متفکرین از شرق و غرب است، آنهایی که متفکر بشرند، ولو در طبیعیات، خیلی هاشان از این مفاسد شاید دور باشند، یعنی آن مرحله از تفکر مانع از اینست که آدم این اندازه آزاد و بی‌قید و شرط حرکت کند، زحمات را آنها می‌شکند ولکن استفاده سوء را شیاطین میکنند. خلاصه طبقه متفکر بشر ولو در طبیعیات باشد و تا حدودی شایسته و وارسته باشند ولی کسی آنها را نمی‌شناسد، کارها را آنها انجام میدهند و دیگران استفاده‌اش را میبرند.
هوی و هوس دعوت شیطانی
بسمِ‌الله الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ،وَالنَّجْمِ اِذَا هَوَی‏،مَا ضلَّ صاحِبُکمْ وَ مَا غَوَی‏، وَ مَا ینطِقُ عَنِ الهْوَی، حرفهایی که پیغمبر خدا می‌زند از روی هوی و هوس نیست، کارهایش هم از روی هوی و هوس نیست، اگر بخواهد انسان با معارف اسلام آشنا شود باید هوی و هوس را رها کند، هوی و هوس همان دعوت شیطانی است، هوی را باید بگذارد کنار، خیلی ناراحت نشوید، که خلاصه شیطان همراه ماست و او هست؛ولی شیطان را می‌توان طرد و دور کرد، دست خودت هست، که با فرمان و اطاعت خدا شیطان می‌رود دنبال کارش. خودت دور نمیکنی شیطان را، مادامی که تابع هوی و هوس هستی از شیطان جدایی نداری، وقتی بنده خدا شدی و هوی و هوس را رها کردی آن وقت بنده خدایی، اگر بنده خدا شدی همه چیز آنوقت انشاالله داری.
نفس توطئه گر
کلمات قرآن خیلی روی حساب است، اگر کسی دعوا کند به اینکه بسیاری از جملات قرآن مناسب است یک تدوین مستقل بر یک جمله ترکیبیه شود، خیال نکنید این جزاف است یا خلاف است، اگر افکار رسانه میکند این دلیل بر این نیست که قرآن اینجور نیست، افکار رسانه میکند، شاید معنای اینکه قرآن سبعه بطون یا سبعین بطون، اینها بحسب افق ناظر و متفکر و دانشمندان تفاوت پبدا میکند، هراندازه که پیشروی بکند در مسیر الهی، استفاده‌اش از کتب زیادتر است و لذا تفسیری که اهل بیت(ع) دارند، علم به کتابی که اهل بیت دارند دیگران ندارند، اینقدر تفاسیر از عامه و خاصه نسبت به کتاب (قرآن) نوشته شده، حالا یا جهات ادبی است، جهات اخلاقی است، ولکن نسبت به علمی که ائمه دارند و نسبت به کتاب اینها همه صفر است. اینکه پیغمبر خدا (ص) فرمود ایندو را از هم جدا نکنید بی‌جهت نیست، نمیشود جدا کرد، یعنی اگر جدا کردی کتاب را نمیشود فهمید، شاید فلسفه هم در اسلام همین است، اسلام دعوت میکند که همه حرکت کنید، یعنی حرکت تکاملی کنید، اگر بالا بروید چیزی میفهمید، ولی در این سطح نازل که بیچاره اقتصادی، بیچاره شهواتی، بیچاره مقامی، با اینها فقط باید برایت جوجه کباب درست شود چیز دیگری خبری نیست، وقتی میتوانی به معارف اسلام آشنا شوی که در حرکت الی‌الله کامل بشوی، این آثار حرکت است و این حقه بازی و کلک بر نمیدارد، تبلیغات درستش نمیکند، تمام دنیا هم تبلیغ کنند که فلان آقا یک حکیم الهی است و آشنای به کتاب خداست، آدم آشنا نمیشود، فقط دستگاه خدا میتواند آدم را آشنا کند، باید از مسیرش برود و خدا همه را توفیق بدهد و همه را موید کند که راه استفاده را آشنا باشیم راه تکامل را حالی بشویم و از مسیر تکامل حرکت بکنیم، و بدانید فقط راه منحصر به مسیریست که انبیاء از آن مسیر رفتند، حالا ما نمیتوانیم آن کارها را بکنیم ولی ما میتوانیم یک بنده ساده بشویم، این هم خیلی قیمت دارد، از بدیها دور بشویم، به خوبیها نزدیک بشویم، اگر انشاالله دروغها را کم کردیم، تهمتها را کم کردیم، جهالتها را کم کردیم، توطئه‌ها را کم کردیم، توطئه تنها آمریکا نیست، شما هم توطئه میکنید، خیلی هم بدتان نیاید اگر ما حقیقتی را به شما میگوییم، ما میگوییم تا شما انشاالله توطئه نکنید، در اقتصادتان توطئه نکنید، در کارهای مذهبی تان توطئه نکنید، توطئه مخالف و مزاحم تکامل شماست، خدا انشاالله همه تان را موفق کند.
ارزش صلوات
سه‌چیز برای حل معضلات و گرفتاری خیلی موثر است. اولی، کشتن گوسفند؛ کسانی که تمکن مالی دارند، گوسفند ذبح کنند و به فقرا بدهند. کشتن گوسفند و خون‌ریختن خیلی از بلاها را رفع می‌‌کند. دومی، حدیث کساء است. «و ادفعوا امواج البلاء بالدّعاء»، پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم چندبار قسم ‌خوردند که اگر کسی این حدیث را بخواند، اگر غمگین باشد، غمش برداشته می‌‌شود، صاحب حاجت حاجتش برآورده می‌‌شود. سومی هم، چهارده‌هزار مرتبه صلوات فرستادن است. حالا چهارده‌هزار مرتبه را چندنفر یا در چند جلسه بفرستند فرقی نمی‌کند. ذکر صلوات برای اموات خیلی خاصیت دارد. گاهی من برای اموات صلوات را هدیه می‌‌کنم و اثرات عجیبی هم دیدم. خواب دیدم فردی به چند نوع عذاب گرفتار است مقداری صلوات برایش هدیه کردم دوباره در خواب دیدم، الحمدلله صلوات‌ها او را نجات داده‌اند. کسی می‌‌گفت: مادرم چند‌سال قبل مرده بود، یک شب خوابش را دیدم، گفت: پسرم! هیچ‌چیزی مثل صلوات روح من را شاد نمی‌کند؛ بهترین هدیه که به من می‌‌دهی، این ذکر است.
دقت در تحصیل
اگر دقت و حوصله در مطالعه باشد، مطالب ارزنده‌ای نصیب انسان می‌شود که با تعجیل و سرعت دادن به مطالعه حاصل نخواهد شد. البته حضور در محضر استاد و نشستن پای درس، خود موضوعیت دارد؛ چرا که نشستن، صحبت کردن، کیفیت نگاه و وارد و خارج شدن استاد، همه و همه، در فهم مطالب درسی و سازندگی روحی و اخلاقی تاثیر بسیاری دارد، همه حرکات استاد مهذب در انسان تاثیر می‌گذارد. بنده در نوجوانی، با نشاط فراوان، حدود شانزده ساعت کار علمی و فکری داشتم و مجهولات و نقاط ابهام درسهایم را به این طریق حل می‌کردم. نشاط درسی برای تحصیل انسان بسیار مفید و ضروری است. انسانی که با نشاط است، خوابش کم، اتلاف وقتش کم و صحبتهای غیر ضروری‌اش کمتر است؛ تمام همتش درس است و تحصیل.
*در وجود انسان یک منبع سرشار از نور و علم و معرفت است که دسترسی به آن ممکن نیست؛ مگر با ریاضاتی مشروع که مهمترین آنها پرهیز از گناه و لقمه حرام است
*اگر تفکر در زندگی انسان باشد، عبادات انسان عمق بیشتری می‌یابد و حال معنوی بهتری خواهد داشت
*نشاط درسی برای تحصیل انسان بسیار مفید و ضروری است. انسانی که با نشاط است، خوابش کم، اتلاف وقتش کم و صحبتهای غیر ضروری‌اش کمتر است؛ تمام همتش درس است و تحصیل
روزنامه جمهوری اسلامی   |   26-04-1396, 00:01   |   کد خبر: 141033   |   لینک خبر:   jomhourieslami.net/?newsid=141033 

آیت‌الله بهاء الدینی

بیست و هشتم تیرماه سالروز وفات آیت‌الله سیدرضا بهاءالدّینی (1376ـ1287ش)، است. وی فقیه و معلم اخلاق و عرفان عملی و از شاگردان آیت‌الله حائری، سید محمد حجت، سید محمد تقی خوانساری و آیت‌الله حاج آقا حسین بروجردی بود. بیشترین اشتغال و شهرت آیت‌الله بهاءالدینی، بحث‌ها و درس‌های اخلاقی عمومی یا خصوصی وی بود که تا روزهای آخر حیاتش ادامه داشت. سید رضا بهاءالدینی در نهم فروردین 1287ش در قم به دنیا آمد. پدرش "سید صفی الدّین" مردی عابد و خادم حرم حضرت معصومه(س) بود، انس فراوانی با قرآن داشت و در درس آیت‌الله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی و شیخ ابوالقاسم کبیر قمی شرکت کرده بود. بهاءالدّینی به تشویق پدر، از کودکی به تحصیل علوم دینی در حوزه علمیه قم پرداخت و دروس سطح را نزد میرزا محمد علی ادیب تهرانی، میرزا محمد همدانی، آخوند ملا علی همدانی (متوفی 1357 ش) و سید صدرالدین صدر (متوفی 1373) حاضر شد. وی در 19 سالگی در درس خارج فقه و اصول آیت‌الله شیخ عبدالکریم حائری یزدی حاضر شد و پس از او از جلسات درس سید محمد حجت (متوفی 1372)، سید محمد تقی خوانساری (متوفی 1371) و حاج آقا حسین بروجردی (متوفی 1340 ش) بهره برد و از آن پس، سال‌ها به تدریس دروس عمومی ادبیات، فقه و اصول، و نزدیک به بیست سال به تدریس خارج فقه و اصول در حوزه علمیه قم پرداخت. بیشترین اشتغال آیت‌الله بهاءالدینی در طول زندگی، تدریس علوم حوزوی بوده است. افراد زیادی از فضلا در درس او حاضر شدند.
شهرت اخلاقی
بیشترین شهرت آیت‌الله بهاءالدینی، بحث‌ها و درس‌های اخلاق عمومی یا خصوصی وی بود که تا روزهای آخر حیاتش ادامه داشت. او هیچ‌گاه در درس رسمی اخلاق شرکت نکرده بود و بیشتر، از رفتار و منش استادان خود، به ویژه شیخ ابوالقاسم کبیر قمی، بهره‌های اخلاقی برده بود. او همواره در تهذیب اخلاق و ارائه دستورالعمل معنوی به شاگردان خود می‌کوشید. وی در حوزه علمیه قم، به معلم اخلاق و عرفان مشهور بود تا آنجا که در اسفند 1375ش، سمیناری با عنوان "حوزه و تهذیب اخلاق" برای تجلیل از او در قم برگزار شد.
آثار
هیچ یک از نوشته‌های پراکنده‌ای که وی درباره نهج البلاغه، تفسیر قرآن و تقریرات فقهی برخی استادانش نگاشته، منتشر نشده است. اما بخشی از درسهای اخلاقی و برخی مصاحبه‌های او، در دو کتاب «سلوک معنوی» و «نردبان آسمان: مجموعه‌ای از درس‌های اخلاق فقیه وارسته و عارف فرزانه، حضرت آیه‌الله بهاءالدینی» به چاپ رسیده است.
درگذشت
آیت‌الله بهاءالدینی در 28 تیر 1376ش درگذشت و در حرم حضرت معصومه(س) در قم به خاک سپرده شد.
توصیه‌های اخلاقی
در گرامی داشت رحلت این عالم ربانی برخی از توصیه‌های اخلاقی ایشان برای طلاب جوان یادآوری می‌گردد:
تفکر و روشنایی باطنی
«در وجود انسان یک منبع سرشار از نور و علم و معرفت است که دسترسی به آن ممکن نیست؛ مگر با ریاضاتی مشروع که مهمترین آنها پرهیز از گناه و لقمه حرام است. این صفت نیکو در صورتی برای انسان پدید می‌آید که دوره‌ای پی در پی و متوالی از تفکر در زمینه‌ای گوناگون را بگذراند. آن گاه است که چشم انسان به آن سرچشمه باز می‌شود و قلب آدمی نورانی می‌گردد. پس از رسیدن به مرتبه تفکر، عالم هستی، کتاب درسی انسان می‌شود. با مطالعه بیشتر و دقت فراوانتر، نورافشانی زیادتر می‌شود. تا این که پس از چندین سال، بینایی چشم، روشنایی دل و نورانیت درونی، نصیب آدمی می‌شود. و در پی آن است که همه معارف اسلام را آن طور که هست، درمی یابد و «وجدان» می‌کند. آنچه حق است می‌یابد و طهارت درون و باطن همراه او می‌شود. فکر جریان یافته، محصولات ارزنده‌ای به عالم وجود تقدیم می‌کند. بسیاری از ابتکارات، خلاقیتها و نوآوری‌ها در پی این حالت نصیب انسان می‌گردد.». «بنده چهار سال مدام مشغول تفکر بودم؛ تا این که دریچه‌ای به رویم باز شد و در موضوعی ده سال به فکر و تعمق اشتغال داشتم و سرانجام به نتیجه رسیدم. اگر تفکر در زندگی انسان باشد، عبادات انسان عمق بیشتری می‌یابد و حال معنوی بهتری خواهد داشت. فکر است که بیداری صبحگاهی آدمی را عظمت می‌بخشد و به تهجد و عبادات او بها می‌دهد. باید قبل از اذان صبح بیدار شویم و مدتی فکر کنیم، تا آثار معجزه آسای تفکر را دریابیم. اگر جای خلوت و مکانی مقدس را انتخاب کنیم، برکات بیشتری خواهد داشت. بنده اغلب جاهایی که می‌خواستم بروم پیاده می‌رفتم و راههای خلوت را انتخاب می‌کردم، تا بتوانم بهتر و بیشتر به فکر خود ادامه دهم. گاهی مسیری سی کیلومتر بود، اما خسته نمی‌شدم؛ زیرا همیشه مشغول به تفکر و تعمق بودم. بارها پیاده به جمکران می‌رفتم، تا بهتر بتوانم چیزهایی را به دست آورم و فکر کنم. باید بدانیم که فکور بودن، نقش ارزشمندی در رسیدن به مقامات معنوی دارد. بسیاری از معضلات فکری و مشکلات علمی انسان حل می‌شود، مسائلی همچون حاکمیت خدای متعال بر هستی، مقام و ارزش معصومین علیهم السلام و نقش آنان در جهان و عالم تکوین، عظمت قدرت الهی و ضعف خرد بشری و قدرتهای ظاهری در مقابل پرودگار متعال و...»
اصلاحگری خلیفه الله
میگویند این بشر، اثر موجودات است. اثر، اثر موجودات است ولی نه آن اثری که شما خیال می‌کنید؛ بلکه آن خلیفه‌الله است، همه به برکت آنها باید ارتزاق کنند. خداوند یک بشرهایی نمایش داده انبیاء، اولیاء، ولاه که آنها رحمت در حیوانات هم هستند؛ همه‌اش که مسئله شرق و غرب نیست که ویتنام درست کنند افغانستان نابود کنند، آنها (خلیفه الله) اهل عمرانند، اهل آبادانی اند، اهل اصلاحند. آدم عاقل یک همچنین قدرت اقتصادی و مالی را صرف احیاء میکند. خلاصه همه برکات آنها هستند، اینکه در زیارت جامعه کبیره میخوانیم بکم فتح‌الله و بکم یختم و بکم ینزل الغیث بکم کذا و بکم کذا همه برای خلفاء و جانشینان خداست که کار خدایی میکنند، رحمه للعالمینند، شفقت به بشر دارند، خدمات به بشر کردند. آثار طبیعی آثار طبیعی مال طبقه متفکرین از شرق و غرب است، آنهایی که متفکر بشرند، ولو در طبیعیات، خیلی هاشان از این مفاسد شاید دور باشند، یعنی آن مرحله از تفکر مانع از اینست که آدم این اندازه آزاد و بی‌قید و شرط حرکت کند، زحمات را آنها می‌شکند ولکن استفاده سوء را شیاطین میکنند. خلاصه طبقه متفکر بشر ولو در طبیعیات باشد و تا حدودی شایسته و وارسته باشند ولی کسی آنها را نمی‌شناسد، کارها را آنها انجام میدهند و دیگران استفاده‌اش را میبرند.
هوی و هوس دعوت شیطانی
بسمِ‌الله الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ،وَالنَّجْمِ اِذَا هَوَی‏،مَا ضلَّ صاحِبُکمْ وَ مَا غَوَی‏، وَ مَا ینطِقُ عَنِ الهْوَی، حرفهایی که پیغمبر خدا می‌زند از روی هوی و هوس نیست، کارهایش هم از روی هوی و هوس نیست، اگر بخواهد انسان با معارف اسلام آشنا شود باید هوی و هوس را رها کند، هوی و هوس همان دعوت شیطانی است، هوی را باید بگذارد کنار، خیلی ناراحت نشوید، که خلاصه شیطان همراه ماست و او هست؛ولی شیطان را می‌توان طرد و دور کرد، دست خودت هست، که با فرمان و اطاعت خدا شیطان می‌رود دنبال کارش. خودت دور نمیکنی شیطان را، مادامی که تابع هوی و هوس هستی از شیطان جدایی نداری، وقتی بنده خدا شدی و هوی و هوس را رها کردی آن وقت بنده خدایی، اگر بنده خدا شدی همه چیز آنوقت انشاالله داری.
نفس توطئه گر
کلمات قرآن خیلی روی حساب است، اگر کسی دعوا کند به اینکه بسیاری از جملات قرآن مناسب است یک تدوین مستقل بر یک جمله ترکیبیه شود، خیال نکنید این جزاف است یا خلاف است، اگر افکار رسانه میکند این دلیل بر این نیست که قرآن اینجور نیست، افکار رسانه میکند، شاید معنای اینکه قرآن سبعه بطون یا سبعین بطون، اینها بحسب افق ناظر و متفکر و دانشمندان تفاوت پبدا میکند، هراندازه که پیشروی بکند در مسیر الهی، استفاده‌اش از کتب زیادتر است و لذا تفسیری که اهل بیت(ع) دارند، علم به کتابی که اهل بیت دارند دیگران ندارند، اینقدر تفاسیر از عامه و خاصه نسبت به کتاب (قرآن) نوشته شده، حالا یا جهات ادبی است، جهات اخلاقی است، ولکن نسبت به علمی که ائمه دارند و نسبت به کتاب اینها همه صفر است. اینکه پیغمبر خدا (ص) فرمود ایندو را از هم جدا نکنید بی‌جهت نیست، نمیشود جدا کرد، یعنی اگر جدا کردی کتاب را نمیشود فهمید، شاید فلسفه هم در اسلام همین است، اسلام دعوت میکند که همه حرکت کنید، یعنی حرکت تکاملی کنید، اگر بالا بروید چیزی میفهمید، ولی در این سطح نازل که بیچاره اقتصادی، بیچاره شهواتی، بیچاره مقامی، با اینها فقط باید برایت جوجه کباب درست شود چیز دیگری خبری نیست، وقتی میتوانی به معارف اسلام آشنا شوی که در حرکت الی‌الله کامل بشوی، این آثار حرکت است و این حقه بازی و کلک بر نمیدارد، تبلیغات درستش نمیکند، تمام دنیا هم تبلیغ کنند که فلان آقا یک حکیم الهی است و آشنای به کتاب خداست، آدم آشنا نمیشود، فقط دستگاه خدا میتواند آدم را آشنا کند، باید از مسیرش برود و خدا همه را توفیق بدهد و همه را موید کند که راه استفاده را آشنا باشیم راه تکامل را حالی بشویم و از مسیر تکامل حرکت بکنیم، و بدانید فقط راه منحصر به مسیریست که انبیاء از آن مسیر رفتند، حالا ما نمیتوانیم آن کارها را بکنیم ولی ما میتوانیم یک بنده ساده بشویم، این هم خیلی قیمت دارد، از بدیها دور بشویم، به خوبیها نزدیک بشویم، اگر انشاالله دروغها را کم کردیم، تهمتها را کم کردیم، جهالتها را کم کردیم، توطئه‌ها را کم کردیم، توطئه تنها آمریکا نیست، شما هم توطئه میکنید، خیلی هم بدتان نیاید اگر ما حقیقتی را به شما میگوییم، ما میگوییم تا شما انشاالله توطئه نکنید، در اقتصادتان توطئه نکنید، در کارهای مذهبی تان توطئه نکنید، توطئه مخالف و مزاحم تکامل شماست، خدا انشاالله همه تان را موفق کند.
ارزش صلوات
سه‌چیز برای حل معضلات و گرفتاری خیلی موثر است. اولی، کشتن گوسفند؛ کسانی که تمکن مالی دارند، گوسفند ذبح کنند و به فقرا بدهند. کشتن گوسفند و خون‌ریختن خیلی از بلاها را رفع می‌‌کند. دومی، حدیث کساء است. «و ادفعوا امواج البلاء بالدّعاء»، پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم چندبار قسم ‌خوردند که اگر کسی این حدیث را بخواند، اگر غمگین باشد، غمش برداشته می‌‌شود، صاحب حاجت حاجتش برآورده می‌‌شود. سومی هم، چهارده‌هزار مرتبه صلوات فرستادن است. حالا چهارده‌هزار مرتبه را چندنفر یا در چند جلسه بفرستند فرقی نمی‌کند. ذکر صلوات برای اموات خیلی خاصیت دارد. گاهی من برای اموات صلوات را هدیه می‌‌کنم و اثرات عجیبی هم دیدم. خواب دیدم فردی به چند نوع عذاب گرفتار است مقداری صلوات برایش هدیه کردم دوباره در خواب دیدم، الحمدلله صلوات‌ها او را نجات داده‌اند. کسی می‌‌گفت: مادرم چند‌سال قبل مرده بود، یک شب خوابش را دیدم، گفت: پسرم! هیچ‌چیزی مثل صلوات روح من را شاد نمی‌کند؛ بهترین هدیه که به من می‌‌دهی، این ذکر است.
دقت در تحصیل
اگر دقت و حوصله در مطالعه باشد، مطالب ارزنده‌ای نصیب انسان می‌شود که با تعجیل و سرعت دادن به مطالعه حاصل نخواهد شد. البته حضور در محضر استاد و نشستن پای درس، خود موضوعیت دارد؛ چرا که نشستن، صحبت کردن، کیفیت نگاه و وارد و خارج شدن استاد، همه و همه، در فهم مطالب درسی و سازندگی روحی و اخلاقی تاثیر بسیاری دارد، همه حرکات استاد مهذب در انسان تاثیر می‌گذارد. بنده در نوجوانی، با نشاط فراوان، حدود شانزده ساعت کار علمی و فکری داشتم و مجهولات و نقاط ابهام درسهایم را به این طریق حل می‌کردم. نشاط درسی برای تحصیل انسان بسیار مفید و ضروری است. انسانی که با نشاط است، خوابش کم، اتلاف وقتش کم و صحبتهای غیر ضروری‌اش کمتر است؛ تمام همتش درس است و تحصیل.
*در وجود انسان یک منبع سرشار از نور و علم و معرفت است که دسترسی به آن ممکن نیست؛ مگر با ریاضاتی مشروع که مهمترین آنها پرهیز از گناه و لقمه حرام است
*اگر تفکر در زندگی انسان باشد، عبادات انسان عمق بیشتری می‌یابد و حال معنوی بهتری خواهد داشت
*نشاط درسی برای تحصیل انسان بسیار مفید و ضروری است. انسانی که با نشاط است، خوابش کم، اتلاف وقتش کم و صحبتهای غیر ضروری‌اش کمتر است؛ تمام همتش درس است و تحصیل