شرح مختصر دعاي مکارم الاخلاق/گفتاربيستودوم ضرورت عيب پوشي و ترک سرزنش ديگران
|
تاريخ خبر: شنبه 3 تيرماه 1396- 29 رمضان 1438ـ 24 ژوئن 2017ـ شماره 26751
شرح مختصر دعاي مکارم الاخلاق/گفتاربيستودوم
ضرورت عيب پوشي و ترک سرزنش ديگران
حجت الاسلام والمسلمين سيد حسن خميني
![]() |
|
حضرت زين العابدين (عليه السلام) در ادامه طلبِ مکارم اخلاقي از خداي تعالي، «دم فرو بستن از عيبِ ديگران» و «ترک افضالِ غير مستحق» را از درگاه ذات مقدس حق (جل جلاله) درخواست مي کند: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ حَلِّنِي بِحِلْيَةِ الصَّالِحِينَ، وَ أَلْبِسْنِي زِينَةَ الْمُتَّقِينَ، فِي بَسْطِ الْعَدْلِ، وَ كَظْمِ الغَيْظِ، وَ إِطْفَاءِ النَّائِرَةِ، وَ ضَمِّ أَهْلِ الْفُرْقَةِ، وَ إِصْلَاحِ ذَاتِ الْبَيْنِ، وَ إِفْشَاءِ الْعَارِفَةِ، وَ سَتْرِ الْعَائِبَةِ، وَ لِينِ الْعَرِيكَةِ، وَ خَفْضِ الْجَنَاحِ، وَ حُسْنِ السِّيرَةِ، وَ سُكُونِ الرِّيحِ، وَ طِيبِ الْمُخَالَقَةِ، وَ السَّبْقِ إِلَى الْفَضِيلَةِ، وَ إِيثَارِ التَّفَضُّلِ، وَ تَرْكِ التَّعْيِيرِ، وَ الْإِفْضَالِ عَلَى غَيْرِ الْمُسْتَحِقِّ، وَ ...» پروردگارا! به حضرت محمد و اهل بيت طاهرينش درود فرست و زيور صلاحيت و لباس تقوا بر من بپوشان، تا عدالت به پا دارم و از فوران غيظ جلوگيري کنم و آتش خشم را فرو نشانم و پراکندگان را متحد سازم و اختلاف بين افراد را اصلاح کنم! توفيق ده تا خوبي مردمان را بازگو، و عيوب آنها را مستور کنم و با نرم خويي و فروتني و نيک سيرتي و بيرون راندن بادِ غرور از سر، با آنها رفتار کنم و به من خوش خويي و سبقت در فضيلت و ايثار در بخشش عطا کن و عنايت کن تا در دم فروبستن از عيوب ديگران و ترک افضال در حق کسي که درخور افضال نيست، موفق باشم ... . «تعيير» از ريشه «عار»، به معني زشتي و عيب است و «ترک تعيير» به معناي ترک عيب جويي و سرزنش ديگران است. «تعيير» به معناي آن است که فردِ مرتکبِ اشتباه يا خطا، به واسطه خطا يا گناهي که از وي سر زده، عيب و عاري در خويش احساس مي کند و سرزنش کننده آن عيب را به رخ مي کشد يا در غيابش وي را ملامت مي کند. «افضال» از «فضيلت» و به «نيکي ابتدايي» و «احسان کردن»، بي آنکه پاسخي به احسان ديگران باشد، گفته مي شود. «غير المستحق» به کسي مي گويند که اهليت احسان و صلاحيت نيکي ورزيدن در او وجود ندارد. (رياض السالکين، ج3، ص352) تعيير يا ملامت و سرزنش ديگران، به علل فراواني باز مي گردد. گاهي علت آن، غفلت آدمي از عيوب و گناهانِ خود است، و گاه نشان از سوء ظن و ناپاک دلي شخص سرزنش کننده، و زماني به عُجب و خودبرتربيني مربوط مي شود، و البته در بيشتر اوقات از احساسِ حقارت و حسادت ناشي مي شود. آدمي چون ديگران را از خود بالاتر و موفق تر مي يابد، عيوب او را بر مي شمارد و به اين ترتيب ضعف خود جبران يا پنهان مي کند. بازگويي عيوب ديگران در غياب ايشان، افزون بر آنکه رذيله اي اخلاقي است، از مصاديق بارز غيبت است که بزرگي اين گناه بر کسي پوشيده نيست. شرع مقدس از سرزنش و عيب گويي ديگران و بيان خطاها و اشتباهاتِ مردمان، به شدت نهي کرده است که بر قبحِ مضاعف اين رذيله اخلاقي دلالت دارد. حضرت صادق آل محمد (عليه السلام) مي فرمايد: «مَنْ عَيَّرَ مُؤْمِناً بِذَنْبٍ لَمْ يَمُتْ حَتَّى يَرْكَبَه»؛ هرکس مومني را بر گناهي سرزنش کند، نمي ميرد مگر اينکه خود آن گناه را مرتکب شود. (الکافي، ج2، ص356) اين تذکار و توجه، به تنهايي بر تنبّه انسان و اجتناب دوري از اين رذيله کفايت مي کند تا خداي ناکرده پرده از اسرار فرو نيفتد، که اگر روزي باطن آدمي مکشوف و عيانِِ عيون مردم گردد، چيزي جز شرم و حرمان نصيب او نمي شود و آدمي از عيبي خجل مي شود که خود آن را وسيله سرزنش و ملامت ديگران کرده بود. سرزنش و عيب گويي ديگران، افزون بر عقوبت و عذاب اخروي، در اين دنيا نيز مجازات شخص ملامت گر را موجب مي شود، چنان که از حضرت صادق (عليه السلام) در اين باره رسيده است که «مَنْ أَنَّبَ مُؤْمِناً أَنَّبَهُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَة»؛ کسي که مومني را سرزنش کند، در دنيا و آخرت به سرزنش و ملامت الهي دچار مي شود. (کافي، ج2، ص356) و چه کيفر و مجازاتي بالاتر از اينکه آدمي به ملامت و سرزنش حضرت حق(تعالي شانه) مبتلا گردد. بدين جهت شايسته است انساني که از گناه و خطايي منزه و پاک است، شکرگزار اين نعمت الهي باشد و به گناه کاران براي ترکِ گناه و توفيقِ توبه، ياري برساند. چگونه مسلمان مي تواند ملامت گر برادر مسلمان خود باشد، درحالي که خود از ارتکاب آن گناه مبرا نيست!؟ هر کس که به احوال خود بنگرد، لاجرم عيوب و گناهاني کوچک و بزرگ مي يابد که ترک و اصلاح آن براي او اولويت دارد. جرأت و جسارت آدمي بر عيب گيري و سرزنش ديگران، از هر گناه کبيره اي بزرگ تر است! (ر.ک: نهج البلاغه، خطبه 140) امام خميني در کتاب شريف «سرّ الصلوة» به صفت ستار بودن خدا توجه مي دهد و مي نويسد: «حق تعالي ـ جلت رحمته و وسعت ستاريته ـ ستار جميع عورات [زشتي ها] و مقابح خلق [کارهاي قبيح مردم] است، و ستر فرموده مقابح اعمالي را به پرده ملکوت، و اگر اين پرده ستاريت ملکوتيه بر صور اعمال بندگان نبود و صورت غيبيه آن ها ظاهر مي شد، در همين عالم رسوا و خوار مي شديم؛ لکن حق تعالي ـ جل شانه ـ با ستاريت خود، آنها را از انظار اهل عالم مستور فرموده ... و چنانچه حق تعالي ستار عيوب بندگان است، ستاران را دوست دارد و از هتک ستور بيزار است، پس سالک الي الله، ستار عيوب بندگان خداست، و عمر خود را در کشف ستر مردم تلف نکند و چشم خود را از عورات و عيوب بندگان خدا بپوشد و هتک ستر کسي نکند و پرده ناموس احدي ندرد، چنان که خداوند ستار، ستر عيوب او را، که از ديگران بزرگتر و فصيح تر است، فرموده، و بترسد از اين که پرده عيوب کسي را بدرد، حق تعالي پرده ستاريت از بعض اعمال و اخلاق او بردارد و در ميان جمع او را رسوا و خوار نمايد» (سر الصلوة، ص49). «بخشش نکردن به غير مستحق» خواهش ديگري است که امام زين العابدين (عليه السلام) از درگاه ايزد منّان درخواست دارد. گفتيم که «افضال» به معناي «احسان ابتدايي» و نيکي کردن به مردمان پيش از نيکي و احسانِ ديگران است. احسان ابتدايي عملي پسنديده و از سجاياي رفتاري و مکارم اخلاقي است؛ به شرط آنکه در جاي شايسته و بر فرد شايسته _کسي که اهليت و استحقاق احسان دارد_ واقع شود، اما احسان و بخشش اگر به فردي فرومايه و ناشايست تعلق گيرد، چون موجب تجرّي و توهم در وي مي گردد، امري مذموم و ناپسند است که از آن نهي شده است، چنان که حکما گفته اند: «آفة الجود الخطأ بالمواضع»؛ آفت و تباهي جود و کَرَم، به کارگيري آن در محلِ نامناسب آن است. (رياض السالکين، ج3، ص352) کرامت و بخشش نابجا تبذير و اسراف است و همانگونه که به احسان در حق افراد مستحق دستور داده شده، از سخاوت و بخشش به افراد نااهل نيز نهي شده است: «إِذَا أَرَدْتَ أَنْ تَعْرِفَ إِلَى خَيْرٍ يَصِيرُ الرَّجُلُ أَمْ إِلَى شَرٍّ فَانْظُرْ أَيْنَ يَصْنَعُ مَعْرُوفَهُ فَإِنْ كَانَ يَصْنَعُ مَعْرُوفَهُ عِنْدَ أَهْلِهِ فَاعْلَمْ أَنَّهُ يَصِيرُ إِلَى خَيْرٍ وَ إِنْ كَانَ يَصْنَعُ مَعْرُوفَهُ مَعَ غَيْرِ أَهْلِهِ فَاعْلَمْ أَنَّهُ لَيْسَ لَهُ فِي الْآخِرَهِ مِنْ خَلَاق»؛ اگر خواستي بداني گردش کار هر کس و عاقبت امورش به خير يا شر است، بنگر عمل خير و نيک خود را در چه موردي به کار مي بندد، اگر براي اهلِ خير و افراد شايسته به کار مي بندد، پس عاقبتش به خير است و اگر براي افراد ناشايست به کار مي بَرَد، بدان که در آخرت نصيبي از ثواب و خوبي ندارد. (وسائل الشيعه، ج16، ص300) |
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم تیر ۱۳۹۶ ساعت 15:47 توسط
|
