شرح مختصر دعاي مکارم الاخلاق/گفتارشانزدهم بخشش خطاهاي ديگران

بسم الله الرحمن الرحيم
امام زين العابدين عليه السلام در ادامه دعاي شريف مکارم الاخلاق از خداي متعال درخواست ميکند: «و ان اشکر الحسنه و اغضي عن السيئه» پروردگارا! توفيقم ده خوبيها را شکرگزار باشم و از رفتار ناشايست و بديها چشم پوشي کنم.
«حسنه» به هر چيز نيکويي که سزاوار مدح و ثواب باشد ميگويند و «اغضي» به معني عفو و بخششِ خطا و چشم پوشي بر اشتباهات و کنايه از حليم بودن است. (رياض السالکين/ ج3/ ص343)
در فرازهاي پيشين خوانديم که امام عليه السلام از خداي سبحان توفيق طلب ميکرد تا بديهاي ديگران را با خوبي جبران کند و ناسپاسي و دوري گزيدن آنها را با احسان و نيکوکاري پاسخ دهد. در اين بخش اما از خدا توفيق ميخواهد تا بتواند شکرگزارِ خوبي کساني باشد که به ايشان نيکي ميکنند و توانِ بخشش کساني که به ايشان بدي ميکنند را بيابد.
اما شکر چيست؟ امام خميني ميفرمايد: «شکر» عبارت است از قدرداني نعمت مُنعم. و آثار اين قدرداني در قلب به طوري بروز کند؛ در زبان به طوري؛ و در افعال و اعمال قالبيه به طوري. اما در قلب، آثارش از قبيل خضوع و خشوع و محبت و خشيت و امثال آن است. و در زبان، ثنا و مدح و حمد. و در جوارح، اطاعت و استعمال جوارح در رضاي منعم، و امثال اين است. و از راغب منقول است که «شکر» تصور نعمت و اظهار آن است... و شکر مقابل نمودن نعمت است به قول و فعل و نيت. (شرح چهل حديث/ ص343)
قرآن کريم در لزوم شکرگزاري ميفرمايد: «و اذ تأذن ربکم لئن شکرتم لازيدنکم و لئن کفرتم ان عذابي لشديد»: ياد کن زماني را که پروردگارتان اعلام کرد که اگر سپاسگزاري کنيد، قطعا بر نعمتهاي شما ميافزايم و اگر ناسپاسي کنيد و به کفر روي آوريد، بي ترديد عذاب من سخت و دردناک است. (سوره ابراهيم آيه 7) و از حقوق شخص نيکوکار اين است که از نيکي و احسانش، سپاسگزاري و قدرداني به عمل آيد. امام سجاد عليه السلام در رساله حقوق، درباره چگونگي شکرگزاري از شخص نيکوکار ميفرمايد: «اما حق ذي المعروف عليک فان تشکره و تذکر معروفه و تنشر به القالة الحسنه و تخلص له الدعاء فيما بينک و بين الله سبحانه» اما حق کسي که بر تو احسان کرده اين است که شکرگزار او باشي و نيکي او را در ياد داشته باشي و با سخن نيک او را در ميان مردم شهره نمايي و به هنگام دعا او را نزد خدا خالصانه ياد کني. (ميزان الحکمه/ ج6/ ص23)
شکر و سپاسگزاري علاوه بر وجوب شرعي و اخلاقي، داراي محاسن اجتماعي و سجاياي رفتاري بسياري است و باعث ازدياد خوبيها و تشويق نيکوکاران و ترغيب ديگران به انجام احسان و نيکي ميشود. در نتيجه تعاون و همدلي و همکاري در جامعه بسط مييابد.
البته بايد توجه داشت که همه نعمتها از آن خداست و منشاء همه نيکيها و احسانها، حضرت باري تعالي است. ولي نبايد از نظر دور داشت که همان خداي بخشنده، دستور به تشکر و سپاس از فرد فرد مُحسن و نيکوکار ميدهد. از امام رضا منقول است که فرمود: «من لم يشکر المنعم من المخلوقين لم يشکر الله عز و جل» کسي که شکرِ احسان مخلوق خدا را ادا نکند، شکر خداوند خالق را بجا نياورده است. (مشکوة الانوار/ ص27) همانگونه که شکرِ احسان و سپاسگزاري باعث تشويق نيکوکاران و ترغيب ديگران به انجام امور خير ميشود، ناسپاسي يا بي تفاوتي در مقابل احسان و خوبي ديگران، باعث دلسردي و يأسِ نيکوکار و بي رغبتي ديگران براي انجام امور خير و خدمت به مردم ميشود. اين ويژگي ناپسند که در معارف اسلامي به «سد عن سبيل المعروف» شناخته ميشود، نهي و نکوهش فراوان شده و اثرات سويي براي آن شمرده شده است.
امام الساجدين عليه السلام در فراز ديگر اين دعا فرمود: خدايا به من توانايي ده تا از رفتار ناشايست ديگران و خطاهاي آنها درگذرم. چشم پوشي و گذشت کردن از خطاها و اشتباهات ديگران از جمله ويژگيهايي است که علاوه بر تزيين روح آدمي به سجيه عفو و اغماض، جامعه را نيز زيباتر و فضيلتمندتر ميکند. آدمي اگر توقع دارد که جامعه در لغزش گاهها، خطاي او را ناديده بگيرد، بايد خود نيز از خطاي ديگران چشم بپوشد. گذشت و بخششِ ديگران، انواع گوناگوني دارد. در قرآن کريم درباره گذشت و چشم پوشي از اشتباهات ديگران، گاه از تعبير «عفو» و گاه از تعبير «صفح» استفاده شده است، چنانکه در آيه 85 سوره حجر آمده است: «فاصفح الصفح الجميل». در اين باره مفسران گفته اند: در اينجا خدا به پيامبر صلي الله عليه و آله امر کرده که از گناهان مردم صرف نظر کند و آنها را به بخششي زيبا ببخشد و اين بخشش به گونهاي باشد که مجرمان حتي احساس ملامت و سرزنش هم نکنند. مرحوم علامه طباطبايي در تفسير الميزان درباره معناي «صفح» و فرق آن با عفو مينويسد: صفح به معناي ترک مؤاخذه است؛ مانند عفو، ليکن از عفو بليغتر و رساتر است. از اين رو در قرآن کريم هر دو، کنار هم آمده و فرموده: «فاعفوا و اصفحوا حتي يأتي الله بامره» چون گاهي ميشود انسان عفو ميکند؛ ولي صفح نميکند... و نيز معناي اضافهاي در صفح وجود دارد که عبارت از روي خوش نشان دادن است، پس معناي «صفحت عنه» اين است که افزون بر آنکه عفو کردم و او را بخشيدم، به او روي خوش هم نشان دادم. (الميزان/ ج12/ ص280)
در پايان لازم است که به اثرات اجتماعي «گذشت» نيز توجه کنيم. جامعهاي که نميتواند از گذشته خويش عبور کند و از اشتباهات گذشته چشم بپوشد، روي به آينده ندارد.
فراموش نکنيم که جامعه از من و شما تشکيل ميشود و اگر ميخواهيم جامعه خوبي داشته باشيم، هر يک بايد از خويشتن خويش شروع کنيم و هرگونه کينه و کينه توزي را از جان خويش پاک کنيم و باور کنيم که راه سعادت ما جز با گذشت و دوري از کينه توزي هموار نخواهد شد. (ر.ک: آيين مسلماني/ حق گذشت، نفي کينه)