خبر:   jomhourieslami.net/?newsid=137454

بهره‌ای از کلام امام خمینی در ماه ضیافت الهی و لیالی قدر

اشاره
رمضان ماه ضیافت الهی است. دعوتی است که از جانب حضرت معبود در اوج زیبایی معنوی از بندگان به عمل آمده است. همین که خداوند بندگان را دعوت به این ضیافت و مهمانی می‌کند برای اهل دل و آنان که دارای مقام خلوت و راز و نیاز و سوزوگداز می‌باشند، بسیار لذت بخش و شوق‌انگیز است، به همین دلیل دلباخته و گداخته در این ضیافت وارد می‌شوند، ضیافتی که در آن خداوند دعوت‌کننده و مهمان‌دار است و بندگان همه مهمان پروردگار می‌باشند. باید بیندیشیم که چه کسی دعوت می‌کند و مهماندار است و ما مهمان چه کسی هستیم؟ آیا این دعوت به ضیافت و مهمانی، اوج مهرو محبت خداوند به بندگان را نمی‌رساند؟ و آیا نباید بنده به وجد افتد و به شوق آید و غرق در بهجت و نشاط شود که حضرت خالق یکتا او را به سوی خویش و به میهمانی خویش فرا خوانده تا از او پذیرایی کند؟
در ورای ظاهر این مهمانی، حقیقتی نهفته است که آن را نیز باید بیابیم و به آن بیندیشیم. این حقیقت مربوط می‌شود به مراتب این دعوت و ضیافت و میهمانی. بی‌تردید نمی‌توان این دعوت و ضیافت الهی را به صورت امری ساده و سطحی بنگریم و طبعا باید آن را عمیق و دارای ژرفا بدانیم و در آن بیندیشیم. تعمق در این ژرفاست که ما را متوجه می‌کند این دعوت و ضیافت دارای مراتب و درجات برای عموم، و خواص بندگان یعنی مومنین، متقین و مقربین می‌باشد. با این وصف، روزه‌دار باید سعی وافر نماید که مرتبه اول روزه‌داری را سریع طی کند و وارد مرتبه بعد شود و مراقبت ورزد که از آن مرتبه نیز عبور کند و به درجه و مرتبه بعد برسد و همین‌گونه این سیر و سلوک و طی منازل را تداوم بخشد تا مقامات معنوی و عرفانی را یکی پس از دیگری درک کند و از آن بهره معنوی ببرد. درک بلندترین مرتبه ضیافت با توجه به قرار داشتن در لیالی قدر که نزول قرآن در آن واقع شده است، روزه‌دار را در حالات معنوی و عرفانی خاص می‌برد. زیرا عالی‌ترین مرتبه ضیافت در شب قدر با نزول قرآن را پیامبر گرامی اسلام به دست آورد و ما بندگان باید از انوار این ضیافت و مقام اختصاصی بهره ببریم تا به اوج کمال معنوی برسیم و جرعه‌هایی از شراب طهور عشق و حضور و وصل را در کام جان ریزیم. آنچه پیش رو دارید، سخنان عمیق حضرت امام خمینی در زمینه و موضوع مراتب دعوت به ضیافت الهی است که تقدیم می‌شود.
* * *
در ماه مبارک رمضان قضیه‏ای اتفاق افتاد که ابعاد آن قضیه و ماهیت آن قضیه در ابهام الی الابد مانده است برای امثال ماها و آن نزول قرآن است. نزول قرآن بر قلب رسول‌الله در لیله القدر، کیفیت نزول قرآن و قضیه چه بوده است و روح الامین در قلب آن حضرت قرآن را نازل کرده است و از طرفی خدا «اَنْزَلْناهُ فِی لَیلَهِ الْقَدْر»ِ(1)این نزول قرآن در قلب پیغمبر در لیله القدر کیفیتش چیست؟ باید بگویم غیر از خود رسول اکرم و آنهایی که در دامن رسول اکرم بزرگ شدند و مورد عنایت خدای تبارک و تعالی، عنایات خاص او بودند، برای دیگران مطلقاً در حجاب ابهام است که مسئله تنزّل چی است، نزول در قلب چی است، روح الامین چی است، کیفیت وارد شدن روح الامین با قرآن در قلب رسول‌الله چی است، "لَیلَه الْقَدْرِ» چی است؟ اینها مسائلی است که به نظر سطحی یک مطالب آسانی است، و گاهی هم یک حرفهایی گفته شده است؛ لکن به شما عرض کنم کیفیت نزول قرآن در ابهام باقی مانده است برای امثال ما، و کیفیت نزول ملائکه‌الله در لیله‌القدر و ماهیت لیله‏القدر.
ضیافت پیامبر(ص) در شب قدر به نزول قرآن
و این دعوتی که خدای تبارک و تعالی به حسب آن چیزی که از رسول اکرم منقول است که «دُعیتُمْ اِلی ضِیافَه‌اللّه»‏(2)ضیافت چی هست و کی پذیرفته است این ضیافت را، و برای مقدمات پذیرش، این زیارت، این ضیافت چی هست و خود ضیافت چی هست. بایدعرض کنم که غیر از خود رسول‏اکرم ـ صلی‏اللّه‏ علیه و آله و سلم ـ کسی به این ضیافتی که خدای تبارک و تعالی دعوت کرده است، آن طور که او اجابت کرده است کسی اجابت نکرده است.
دعوت مراتب دارد، اجابت هم مراتب دارد. آن مرتبه اعلاء اجابت آنی است که پس ازحصول مقدمات و ریاضاتی که رسول خدا ـ صلی‏اللّه‏ علیه و آله و سلم ـ کشیده‏اند منتهی شد به اینکه خدای تبارک و تعالی از او ضیافت کرد به نزول قرآن.
قرآن آن نعمتی است که در ضیافتی که از رسول خدا شده است، آن نعمتی است که در آن سفره‏ای که از ازل تا ابد پهن است پیغمبر اکرم برخوردار از آن بوده، و مقدمات، آن مقدماتی است که سالهای طولانی ریاضات معنوی کشیده است تا رسیده است به آنجایی که لایق این ضیافت شده است؛ و مهم قضیه اعراض از دنیاست.
اعراض از دنیا، راه ورود به ضیافت الهی
آن چیزی که انسان را به ضیافتگاه خدا راه می‏دهد این است که غیرخدا را کنار بگذارد و این برای هرکس میسور نیست؛ برای افراد انگشت شماری که در راس آنها رسول‌الله است میسور بوده. آن توجه قلبی به مبدا نور و اِعراض از ماورای او، او را لایق کرد به ضیافه‌الله و لایق کرد برای اینکه، قرآن یکمرتبه به طور بسیط در قلب او وارد بشود. لیله مبارکه یکی از احتمالاتش بنیه خود رسول اکرم است که مشکات نوراللّه‏ است و احتمالات دیگر هم هست. مهم ادراک این معناست که مراتب کمالات انسان برای ورود در ضیافت خدا زیاد است، و باید از مقدمات شروع بشود. مقدمات هم همانی است که توجه به غیر نداشتن و غیری را ندیدن و جز خدا ندیدن و توجه به هیچ چیز غیر از او نداشتن. در اینجا باید عرض کنم که از همه مردم این معنا مطلوب است، و اگر بخواهند در ضیافت خدا وارد بشوند به‏اندازه وُسع خودشان باید از دنیا اِعراض کنند و قلبشان را از دنیابرگردانند؛ لکن برای جامعه روحانیت که جامعه وعاظ هم در بین آنهاست یک مطلوبیت دیگری دارد.
نگرانی پیامبر(ص) نسبت به عدم استقامت امت خویش
پیغمبر در یکی از فرمایشاتشان می‏فرمایند که شَیبَتْنی سورهُ هود[3] آیه‏ای که در سوره «هود» وارد شده‏است در سوره شوری هم به استثنای یک کلمه وارد شده است، لکن سوره هود را ایشان می‏فرمایند که «شَیبَتْنی»؛ برای اینکه، در آنجا امر به استقامت خودرسول خدا و کسانی که با او هستند هست، تابعین او. این است که استقامت ملت را هم پیغمبر سنگینی‏اش را در دوش خودش می‏دید، و نگرانی‏ای که پیغمبر داشت نسبت به اینکه استقامت نکند ملت، نکند امت، این بود که ـ به حسب احتمال قوی ـ این بود که ایشان را وادار کرد به اینکه این کلمه را بفرمایند. استقامت در هر امر، و این دنبال این است که انسان توجه به خدای تبارک و تعالی داشته باشد و به پیامبران خدا و خصوصاً پیامبر خاتم که اینها چه نحو زندگی کردند و باچه مصیبتهایی استقامت کردند، و در این بیست و چند سال که پیغمبر اکرم در بین این مردم بود چه مصیبتهایی از همین مردم دید، و چه مصیبتهایی را پیش‌بینی کرد؟ و توجه به اینکه او ولی امر این ملت است و استقامت این ملت هم از او خواسته شده است، و«فَاسْتَقِمْ کَما اُمِرْتَ وَ مَنْ تابَ مَعَکَ» (4)این است که موجب نگرانی رسول خداست.
مسئولیت خطیر روحانیت و تمام شدن حجت بر آنان
اگر امروز جامعه روحانیت در سرتاسر کشور ما، چه روحانیینی که اشتغال به یک عملی داشته باشند از اعمالی که در جمهوری اسلامی‏لازم است و چه آنهایی که اشتغال ندارند، چه ائمه جمعه و چه ائمه جماعات و چه علمایی که در غیر این دو شغل هستند و در بین مردم برای ارشاد هستند، و چه وعاظ محترم، اینها الآن اسلام سپرده به اینهاست. پیغمبر اکرم توجه به این ملت دارد. تمام ذرات کارهای ما تحت نظر خدای تبارک و تعالی است. و نامه اعمال ما به حسب روایات عرضه می‏شود به امام وقت؛ امام زمان ـ سلام‌الله علیه ـ مراقب ما هستند، مراقب روحانیت هستند که چه می‏کنند اینها. امروز که اسلام به دست آنها سپرده شده است و تمام عذرها منقطع شده است، نمی‏توانند بگویند نمی‏توانستیم، نمی‏توانند بگویند نمی‏دانستیم، نمی‏توانند بگویند که رژیم شاهنشاهی ما را نمی‏گذاشت کاری انجام بدهیم. همه اینها مرتفع شده است، و اسلام به دست شما افتاده است، به دست روحانیون در سرتاسر کشور و تحت مراقبت شدید هستید؛ مراقبت خدای تبارک و تعالی و مراقبت فرشتگانی که مامور این کار هستند «وَاللّه‏ مِنْ وَرائِهِمْ مُحیط» (5)ماه «رمضان‏ها» می‏آید و می‏رود، و ماهها یکی پس از دیگری می‏روند و عمرها هم می‏رود، آنچه که باقی می‏ماند آن صفحات اعمال شماست که در قلب شما ثبت است، و شاید نامه عمل هم همان باشد. قلب شما نسبت به دنیا چه بوده است؟ دنیا با قلب شما چه کرده است و شما توجه‏تان به دنیا چه‏اندازه بوده است؟ آن روزی که دستتان نمی‏رسید زاهد و عابد بودید، آن روزی که دست رسید خدای نخواسته عکس او بود؟ مراقبت در کار است. امروز مسئولیت روحانیت و کسانی که در این لباس مقدس هستند، مسئولیتی است که در طول تاریخ بر عهده روحانیت نبوده است. در طول تاریخ از صدر اسلام تاکنون جمعیتهای روحانیت اینطور حجتی که بر آنها امروز تمام است، حجت بر آنها تمام نبوده است. در طول تاریخ یک همچو فرصتی برای هیچ کشوری پیدا نشده است؛ و اسلام به دست شما سپرده شده است و از شما می‏خواهند حفظش را، به دست این ملت سپرده شده است و از این ملت می‏خواهند حفظش را. شما در ارشادات، در توجه نداشتن به زرق و برق دنیا، مهم توجه قلبی است. داشتن مال، داشتن خانه، داشتن چیز، اینش مهم نیست. مهم این است که قلب انسان را، قلب انسان را اینها تسخیر کنند. اینکه مال‏اندوزی و ثروت‏اندوزی مذموم است برای این است که این مال‏اندوزی و ثروت‏اندوزی و امثال اینها و زرق و برق دنیا دل انسان را می‏کشاند به طرف غیرخدا و از آن ضیافتهای خدا محروم می‏کند. بخواهید دعوت خدا را به ضیافت اجابت کنید و وارد بشوید در ضیافه‏اللّه‏ بدون اینکه قلبهای خودتان را از این دنیا منسلخ کنید امکان ندارد. اولیای خدا آن چیزی که پیششان مهم بود تهذیب نفس بود و دل کندن از غیرخدا و توجه به خدا. تمام مفاسدی که در عالم واقع می‏شود از این توجه به خود است در مقابل توجه به خدا. تمام کمالاتی که برای اولیای خدا و انبیای خدا حاصل شده است از این دل کندن از غیر و بستن به اوست؛ و علامات این مسائل در اعمال ماها ظاهر می‏شود. علاوه بر اینکه، ما مسئولیت خودمان را، مسئولیت شخصی داریم، مسئولیت نوعی هم به عهده ماست، مسئولیت ملت هم به عهده ماست. همان طوری که سوره «هود» به پیغمبر فرموده است که «فَاسْتَقِمْ کَما اُمْرِتَ وَ مَنْ تابَ مَعَکَ»، به شما هم می‏گوید که استقامت کنید و از استقامت خودتان مردم را مستقیم کنید. اگر مردم از ما خطا ببینند، و اگر چنانچه انصراف پیدا کنند از روحانیت برای خطاهای بعض از ما، مسئولیت، مسئولیت شخصی نیست، مسئولیت اسلامی‏ است، مسئولیت عمومی ‏است.
شکست اسلام در صورت مهذب نبودن روحانیت
اگر ما خدای نخواسته، با اعمالمان طوری بکنیم که این ملت از ما جدا بشود و این ملت ما را زیر سوال قرار بدهد که شما امروز که دستتان باز است یک نحو دیگر دارید عمل می‏کنید و جدا بشود از شما، این مسئولیت اسلام به عهده ماست. اسلام به انزوا کشیده می‏شود و آنهایی که با اسلام مخالف‏اند روی کار می‏آیند خدای نخواسته، و این مسئولیت به عهده ماست. قضیه، قضیه شخصی نیست که یک شخص بگوید خوب من یک همچو کاری می‏کنم به دیگران چه، این نیست مسئله. سابق هم وقتی که یک طلبه کاری می‏کرد می‏گفتند طلبه‏ها اینطورند، اگر خدای نخواسته، یک روحانی یک کاری می‏کردند می‏گفتند روحانیون اینطورند. حالا دیگر مسئله اینطور است که اگر اسلام شکست بخورد به وسیله ماها شکست خورده است. اگر شما درست بشوید اسلام شکست نمی‏خورد، با درست شدن شما مردم درست می‏شوند، با مهذب شدن شما مردم مهذب می‏شوند. اگر خدای نخواسته در منبر شما چیزی بگویید که خودتان عاملش نیستید و در مسجد چیزی بگویید که خودتان بر خلاف او عمل می‏کنید، مردم دلهاشان از شما منصرف می‏شود و این کم کم موجب شکست اسلام می‏شود و این به عهده همه ماست. این مفاسدی که در دنیا هست و الآن این جنجالی که در دنیا هست و اینطور به جان هم افتاده‏اند همه‏اش برای این است که، توجه به خود دارند و توجه به خدا ندارند، اخلاق الهی ندارند، اخلاق حیوانی؛ و هر روز این اخلاق حیوانی را زیاد می‏کنند. اگر جنگ برای ایران پیش می‏آید نه این است که برای اینکه اسلام را تقویت کنند جنگ با ایران می‏کنند، برای این است که هوای نفس به آن‏اندازه شده است که نمی‏تواند یک کس دیگری را قدرتمند ببیند.
(منبع: صحیفه امام، ج 17، ص 494- 489)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1-سوره قدر، آیه 1: «بدرستی که ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم».
2-دعوت شدید شما به میهمانی خدا. بحارالانوار، ج 93، ص 356، ح 25.
3- "سوره هود، مرا پیر کرد». علم الیقین، ج 2، ص 971.
4-سوره هود، آیه 112: «آنچنانکه مامور شده‌ای، استقامت بورز و آنانکه با تو رجوع کرده‌اند».
5-سوره بروج، آیه 20: «خدا از همه سو به آنها احاطه دارد."
* رمضان‌ها می‌آید و می‌رود، ماه‌ها یکی پس از دیگری می‌روند و عمرها هم می‌رود، آنچه باقی می‌ماند آن صفحات اعمال شماست که در قلب شما ثبت است
* دعوت، مراتب دارد، اجابت هم مراتب دارد، مرتبه اعلاء اجابت آن است که پس از حصول مقدمات و ریاضاتی که رسول خدا صلی‌الله علیه و آله کشیدند، منتهی شد به اینکه خدای تبارک و تعالی از او ضیافت کرد به نزول قرآن
* آن چیزی که انسان را به ضیافتگاه خدا راه می‌دهد این است که غیر خدا را کنار بگذارد