نگاهی به یک مثنوی داستانی از وقار شیرازی مثنوی بهروز و بهرام
در فروردین سال ۱۳۳۲ شمسی این ناتوان افتخار این را یافت که با بانو منیره تدین مادر همسر خود به هنگام ازدواج آشنا شوم. این بانو از آنجایی که به سبب دست داشتن من در کار شعر، آگاهی یافته بود،به هنگام مکالمه، بیشتر اوقات در میان سخنان خود تکبیتهایی مناسب به زبان میآورد.
ویژگیهای دیگر این بانو، این بود که در کار مشاعره کسی را یارای برتری با او نبود و در بازی نرد هم مهارتی بسزا داشت. در همین ایام؛ در میان سخنان تلفنی ایشان با شخصی از تهران و از خانواده وصال شیرازی، متوجه این نکته شدم که مادر همسر من اصالتاً شیرازی و دارای بستگانی از یکی از فامیلهای بزرگ و ادیب شیراز است.
پدر بانو منیره تدین شخصی به نام آمیرزا یوسف شیرازی و مادر نامبرده بانویی به نام رباب تدین، دختر حاجی میرزا هاشم هراتی، از فامیل بزرگ هراتیهای یزد بوده است. آمیرزا یوسف شیرازی از خانواده وصال شیرازی به یزد آمده و پس از ازدواج در یزد ماندگار میشود. توضیحاً شوهر خواهر بانو منیره تدین به نام حاج میرزا احمد لاری شیرازی بوده که تا چند سال قبل یک چهارراه در شیراز به نام او بوده است. تمام خانواده منیره تدین هم خوشنویس بودهاند.
متأسفانه در آن زمان به سبب جوانی و خامی و داشتن مشغله زیاد، پیگیر تحقیقات بیشتری نشدم تا اینکه نامبرده به رحمت ایزدی پیوست.
روزی در میان اوراق و کتب و نوشتههای باقیمانده از این بانو که حاوی اسناد بسیار گرانبها و صداقنامههای فامیل و گذشتگان بود، به کتابی دست یافتم که صفحه اول و آخر آن در اثر مرور ایام تا حدی مندرس شده بود، لیکن با خطی بسیار زیبا و نستعلیق و مذهب آراسته و مندرجات آن یک مثنوی به نام بهروز و بهرام اثر سرایندهای به نام وقار شیرازی است.
همچنین متوجه نوشتههایی در پشت صفحه اول این کتاب شدم که نام شخصی مرقوم بود و من این نام را در چند مورد از زبان مادر همسر خود شنیده بودم.
سالها گذشت و چاپ این جزوه به تأخیر افتاد تا اینکه در سال ۱۳۳۹ مصمم به تحقیق درباره خانواده وصال شیرازی گردیدم. زیرا تا آن زمان جز نام مرحوم وصال شیرازی که مثنوی شادروان وحشی بافقی را به پایان رسانیده، مطلب دیگری از این خاندان نمیدانستم.
قضا را به کتابی دست یافتم به نام: «انجمنهای ادبی شیراز از اواخر قرن دهم تا به امروز» تألیف حسن بامداد که توسط «مؤسسه ما» به مسئولیت آقای احمد کرمی در سال ۱۳۷۲ به چاپ رسیده است و از آن بهره فراوان یافتم و در اینجا به ادبدوستان توصیه میکنم که از مطالعه این کتاب غفلت نورزند.
از آنجایی که سیر تحول و تطور شعر و ادب از زمان صفویه که شعرا و ادبا به هند مهاجرت میکردند به بعد و تا زمان مشروطه دارای ارزش مطالعه فراوانی است. بهتر دانستم مختصری در این باره بیان نموده، آنگاه به شرح خانواده وصال بپردازم.
به هنگامی که خاندان کریم خان زند، شیراز را پای تخت خود قرار داد، تعدادی از شاعران و پیروان مشتاق از اصفهان به شیراز مراجعت کردند و در واقع دومین کانون بازگشت یا تجدد ادبی را در شیراز ایجاد نمودند. نتایج و ثمرات این انجمنهایی که در این زمان در شیراز واقع شد، سبب تربیت عدهای شاعر بود که پس از آن در زمان قاجاریه پدید آمد.
در این دوره تجدید حیات ادبی، شعر اصیل فارسی در مسیر خود افتاد و در این دوره بود که دو شاعر بزرگ یکی به نام وصال شیرازی در غزلسرایی و دیگری به نام قاآنی در قصیدهسرایی شهرت بسیار یافتند.
انجمنهای ادبی شیراز از زمان وصال به بعد، به مدت یکصد و پنجاه سال به نام انجمن سخنوران، در خاندان وصال ادامه داشت و در زمان حاضر هرچند انجمنی در شیراز به نام او نیست اما انجمنهای دیگر دنبالهرو انجمن سخنوران وصال بوده و در این انجمنها یکی دو تن از مشاهیر شاعران خاندان وصال از بنیانگزاران و یا از اعضاء پیوسته این انجمنها میباشند.
پس از سپری شدن دوران زندیه و روی کار آمدن سلسله قاجاریه، به شیراز یکی از مراکز عمده پرورش شاعران بزرگ شده از اینرو در دوره قاجاریه به سبب اینکه فتحعلیشاه و ناصرالدین شاه قاجار خود شاعر و مشوق شاعران زمان خود بودند، دیگر شعرا به هندوستان مهاجرت نکردند و در این دوره سخنورانی مانند وصال و قاآنی زمینه را برای ظهور ادبیات زمان مشروطه فراهم آوردند.
شادروان سعید نفیسی در مقدمه دیوان داوری درباره وصال شیرازی و خاندان او مینویسد:
«وصال شاعر و هنرمند بزرگ شیرازی در هفت خط استاد و مانند او در هفت اقلیم دیده و شنیده نشده است. شش فرزند هنرمند به جای گذاشته و آنان ده فرزند هنرور دیگر به جای گذاشتند و از هر جهت هفده نفر شاعر هنرور از این خاندان شریف بیرون آمده است و من در هیچ گوشه از تاریخ چنین خانواده شریفی سراغ ندارم.»
با این مقدمه و توضیحات طولانی اینک به شرح حال شادروان وصال و فرزندان او تا آنجا که در کتب مندرج است خواهیم پرداخت.
وصال شیرازی
«محمد شفیع» ملقب به میرزای کوچک متخلص به «وصال» فرزند محمد اسماعیلی به سال ۱۱۹۷ هجری قمری در شیراز به دنیا آمد و در صرف و نحو و حکمت و تفسیر ریاضی و موسیقی و فنون ادب و خط از مشاهیر هنرمندان و استادان زمان خود شد.
شادروان وصال به حسن صورت و حسن آواز مشهور و در غزلسرایی استاد زمان بود. نامبرده از مریدان مرحوم «سکوت» بود و انواع خط را بسیار خوش و شیوا مینوشت و در خط نسخ استاد مسلم زمان بود.
مرحوم وصال در تمام انواع شعر توانا و طبعآزمایی کرده و دیوانش بالغ بر سی هزار بیت در زمان قاجاریه با چاپ سنگی چاپ و انتشار یافته است.
این دیوان شامل قصاید و غزلیات است و غزلیات او شامل سه دفتر میباشد. دفتر اول عبارت از غزلیاتی است که به استقبال سعدی رفته و دفتر دوم به اقنفای غزلیات حافظ و در دفتر سوم غزلیاتی است که خود ابلاغ کرده است.
مرثیه وصال شیرازی بعد از دوازده بند ترکیببند محتشم کاشانی از مشهورترین مراتی شهید کربلا است.
وصال در ابتدا «مهجور» تخلص میکرد، بعداً به دستور پیشوای خود مرحوم «سکوت» آن را به وصال تبدیل نمود. آثار وصال بنا به نوشته گلشن وصال (حدیقه الشعرا) از این قرار است:
۱ـ دیوان اشعار، بالغ بر سی هزار بیت که به چاپ سنگی رسیده است.
۲ـ اتمام خسرو و شیرین و حسنی بافقی
۳ـ مثنوی بزم وصال
۴ـ صبح وصال، به شیوه گلستان سعدی
۵ـ شرح مقالات زمخشری
۶ـ رسالهای در عروض و قوانی
۷ـ رسالهای در حکمت و کلام
۸ـ رسالهای در علم موسیقی
۹ـ سفینه وصال
۱۰ـ تفسیر احادیث قدسی
۱۱ـ دیوان مثنوی مولوی، دیوان خاقانی، دیوان انوری، کلیات شیخ سعدی، دیوان حافظ، شصت و هفت جلد قرآن مجید، هفتصد دعوتنامه و مرقعات که تمامی را با خط خویش مرقوم کرده است.
وصال از فروش قرآنهای خطی که در مدت عمر خویش به نوشتن مشغول بود، امرارمعاش میکرد. نامبرده با مناعتطبع، زندگانی سادهای داشته و در ۳۲ سالگی با یکی از خویشاوندان خود ازدواج میکند و دارای شش فرزند پسر میشود.
در سال ۱۲۳۹ هجری قمری که زلزله شدیدی در شیراز روی میدهد و مردم شیراز آواره میشوند، وصال هم با فرزندان خود مدتی در زیر چادر به سر میبرده و در این حال مشغول کتابت قرآن و سایر کتب بوده است. نامبرده فردی منیعالطبع و خجسته خصال و تا حدی زودرنج بود و در اواخر عمر چشمش آب میآورد. بالأخره در سال ۱۲۶۲ هجری قمری به دیار باقی شنافته و در جوار حرم حضرت احمدبن موسی نزدیک قبر پیشوایش مرحوم سکوت به خاک سپرده میشود.
فرزندان شادروان وصال که همگی شاعر و ادیب و خوشنویس بودهاند و نام بعضی از نوادگان این مرد بزرگ تا آنجا که بدان دسترسی حاصل شده است، به شرح زیر است:
۱ـ احمد متخلص به وقار، نخستین فرزند وصال در سال ۱۲۳۲ هجری قمری در شیراز به دنیا آمد و در مهد پرورش پدر به تحصیل علوم و فنون پرداخت و در صرف و نحو و علوم ادبی اطلاعات کافی بدست آورد. سپس به فرا گرفتن فقه و اصول و حکمت الهی پرداخت.
او شاعری توانا و خوشنویسی چیرهدست و مؤلفی پرکار بود. دیوانش بنا به گفته «روحانی» در گلشن وصال، دارای چهل هزار بیت شامل: قصاید، قطعات، غزلیات، مثنویات و مراثی و مسمطات است.
خط نسخ را به شیوه استاد بزرگ میرزا احمد تبریزی مینوشت و در خطوط ثلث و رقاع و شکسته مهارتی بهسزا داشت. وقار سفرهایی به هندوستان و دکن و عتبات عالیات و تهران کرده و هنگامی که ۳۱ ساله بود، پدرش بدرود حیات گفت و او از آن به بعد سرپرست خاندان وصال گردید و به روش پدر، انجمن ادبی سخنوران را در شیراز زنده نگاهداشت. محفلش از شاعران و ادبا و خوشنویسان تشکیل مییافت؛ چنان که در طریق الحقایق آمده است: «چه روزها و شبها در حوزه آن جناب و روضه اطیاب، حضورش انجمنی و از خدمتش دوستاران را حال و چمنی بود.» (صفحه ۱۶۹)
وقار در سال ۱۲۹۸ هجری قمری در شیراز درگذشت و در جوار پدرش در حرم شاه چراغ به خاک سپرده شد. تألیفات و آثار خطوط وقار، از گلشن وصال نقل میشود که مشتمل بر ۲۲ کتاب و تاریخ و رساله و ترجمه و مثنوی است. همچنین آثار خطی او از ۱۰ جلد کلامالله مجید، یکصد عدد دعوات با خط نسخ و پنجاه دعوت دیگر که نصف یا ثلث یا ربع از اوست.
۲ـ محمود، متخلص به حکیم، دومین فرزند وصال، متولد سال ۱۲۳۴ هجری قمری و متوفی در ۱۴ محرم سال ۱۲۷۴ در چهل سالگی است که به بیماری وبا در میگذرد و در مجاور قبر پدر خود به خاک سپرده میشود. نامبرده سفری با برادر خود وقار به هندوستان کرده بود.
۳ـ داوری با نام محمد، سومین فرزند وصال در سال ۱۲۳۸ هجری قمری در شیراز متولد و در شعر استاد و گل سرسبد خاندان وصال به شمار میرفت. در اثر اصرار او، دو برادر دیگر یعنی وقار و حکیم که به هندوستان رفته بودند، به ایران بازگشتند. داوری در خوشنویسی مشهور و شاهکار او دیوان فردوسی بود که به مدت پنج سال مشغول نوشتن آن بوده است. این کتاب سالها بین ثروتمندان آن زمان دست به دست میشد تا سرانجام شادروان روحانی وصال ـ نوه مرحوم وصال بزرگ ـ آن را باز خریده و به خاندان وصال باز میگرداند.
داوری پس از ازدواج با دختر میرزا مهدی پسرعموی حاج میرزا علیاکبر قوامالملک، دارای فرزند پسر به نام جلال میشود که متأسفانه پس از چندی در میگذرد و داوری در سوگ مرگ فرزند دلبند خود به بیماری دق مبتلا و در سال ۱۲۸۳ در میگذرد و جسد داوری را افراد فامیل در کنار قبر پدرش در حرم شاه چراغ به خاک میسپارند.
۴ـ فرهنگ چهارمین فرزند وصال، در سال ۱۲۴۲ هجری قمری در شیراز به دنیا میآید. نام اصلی او ابوالقاسم و مانند سایر افراد وصال در فنون ادب و خوشنویسی و شعر از افراد مشهور زمان خود بود.
فرهنگ دارای پسری به نام اورنگ بود که او نیز شاعری زبردست و هفت گونه خط را خوش مینوشت. فرهنگ چند بار به تهران مسافرت و با دختری از خاندان حاج معصوم، رئیس اخوان نعمتاللهی، ازدواج کرده و از او فرزندی به نام اورنگ میشود.
فرهنگ در سال ۱۳۰۹ هجری قمری در شیراز در میگذرد و در حرم احمدبن موسی به خاک سپرده میشود. فرزند فرهنگ به نام اورنگ، اسم اصلی او محمود و در سال ۱۲۸۶ در شیراز متولد شده و از طرف مردم فارس به نمایندگی مجلس شورای ملی انتخاب میشود، نامبرده با خاندان محمدحسین فروغی ازدواج و دارای ۲ فرزند به نامهای منوچهر و هوشنگ میشود. نامبرده در سال ۱۳۰۴ شمسی به ریاست اداره کل فارس منصوب و در سال ۱۳۳۴ مرحوم و در ابنبابویه به خاک سپرده میشود.
۵ـ پنجمین فرزند شادروان وصال شیرازی به نام اسماعیل و متخلص به توحید است که این فرزند مانند سایر همگنان دارای خط و آواز خوش بوده و در سال ۱۲۸۶ به مرض وبا فوت میکند.
۶ـ میرزا علی روحانی وصال، فرزند عبدالوهاب یزدانی و نوه وصال در سال ۱۲۵۷ هجری قمری در شیراز به دنیا میآید. او دیوان عموی خود داوری را با مرکب چاپ مینویسد و پس از وفات پدر به هندوستان میرود.
نامبرده دارای چهار فرزند به نامهای: عبدالوهاب نورانی، عبدالرحیم، عبدالکریم و عبدالعلی بود. میرزا علی روحانی وصال نیز در کار شعر و خط نستعلیق و نقاشی چیرهدست بود و در سال ۱۳۱۹ خورشیدی کتاب گلشن وصال را که شرح احوال و نمونههای آثار مشاهیر خاندان وصال است در ۵۱۷ صفحه تألیف میکند که موثقترین مرجع برای شناسایی خاندان وصال است.
او آخرالامر در سال ۱۳۳۳ خورشیدی در تهران فوت کرد و جسدش به شیراز منتقل شد و در غرب باغ حافظیه مدفون گردید و بر مقبرهاش گنبدی بنا شده است.
***
«مثنوی بهروز و بهرام» سال ۱۳۹۵ با مقدمه و کوشش دکتر عبدالحسین جلالیان، از سوی انتشارات یزدان منتشر شده است. تهران، بلوار کشاورز، پلاک ۲۲۰، طبقه دوم. تلفن: ۸۸۹۶۶۶۱۶
