دوره‌هاي آموزشي درباره محيط‌زيست و تأکيد بر موضوعات مربوط به محيط‌زيست نبايد به مؤسسات آموزشي مدرن محدود شود، بلکه بايد شامل مدارس سنتي نيز بشود که رهبران مذهبي آينده جامعه در آنها آموزش مي‌بينند. اين رهبران در امر توجه دادن مردم به مسائل عمومي، ايجاد آگاهي به بحران محيط‌زيست و راهکاري که اسلام براي آن ارائه مي‌دهد، در قياس با مقامات رسمي حکومتي، موفق‌تر و مؤثرترند. اما معلمان ديني و علماي دين پيش از هر چيز بايد خود با آموزش صحيح، از اين مسائل آگاهي يابند. آنها بايد دريابند که راه‌حل بحران محيط‌زيست، چشم‌پوشي از پروژه‌هاي عجيب‌ و‌ غريب صنعتي که تأثيرات جبران‌ناپذيري بر محيط‌زيست مي‌گذارند، نيست. در عين‌ حال بايد به مردم فقير و ضعيف شهرها که با ريختن زباله نهرها و جوي‌ها را آلوده مي‌کنند، هشدار دهند.
براي اينکه اين روند آموزش موفقيت‌آميز باشد، بايد اين موضوعات را از چشم‌انداز اسلامي عرضه کرد، نه غربي. و در عين‌ حال حکومت‌ها بايد به کمک مدرّسان مذهبي و ديني اين کار را انجام دهند نه اينکه اين قبيل مسائل از طريق بخشنامه يا دستور‌العمل دولتي انجام گيرد؛ چون نتيجه منفي در پي خواهد داشت.
خوشبختانه همان‌طورکه پيشتر گفته شد، عده‌اي از رهبران مذهبي در سراسر جهان اسلام هستند که از خطر بزرگ بحران محيط‌زيست آگاهند، اما با اين همه کار ملموسي براي اينکه اين مهم را در برنامه درسي مدارس بگنجانند، صورت نداده‌اند.
4) ضمن اينکه علماي ديني آموزش مي‌بينند، دولت بايد کساني را که پيشتر از ابعاد مختلف بحران محيط‌زيست آگاهي دارند، تشويق کند تا بر رسانه‌هاي جهان اسلام نظارت کنند و اطمينان حاصل شود که جلسات هفتگي در مساجد، در تماس‌هاي روزانه مردمي و نيز گفتگوهاي راديويي و تلويزيوني و نيز مطالبي که به شکل مکتوب منتشر مي‌شود، همگي ميزان آگاهي از مسائل مربوط به محيط‌زيست را افزايش مي‌دهند.
در اغلب کشورهاي اسلامي آنچه علماي ديني وعظ مي‌کنند، تحت نظارت حکومت است و وقتي حکومت تمايل ندارد که درخصوص موضوعات اقتصادي و سياسي، زياد بحث شود، معمولا به واعظان مساجد مي‌گويد که در مورد نظافت جسم، سالم نگهداشتن آب و آزار نرساندن به سگها و گربه‌هاي کوچه و خيابان صحبت کنند! اين چيزها خوب است، اما کفايت نمي‌کند، مخصوصا وقتي که حکومت خود عامل اصلي تخريب محيط‌زيست است. در اين قبيل مواقع، علماي ديني و فعالان مدني و معلمان و اساتيد از آزادي چنداني براي نقد و انتقاد از رفتار و عملکرد حکومت (در زمينه محيط‌زيست) برخوردار نيستند؛ از اين ‌رو، نبود آزادي سياسي عاملي مي‌شود که تلاش‌ها براي حل بحران محيط‌زيست ناکام بماند.
با وجود اين، هنوز کارهاي زيادي مانده که بايد در زمينه آموزش انجام گيرد، آن‌چنان‌که از الان تا چند سال آينده مقامات حکومت‌ها و کساني که خارج از حکومت‌اند، واقعيت تلخ و ناگوار اين مشکل را به چشم خواهند ديد. براي فهم اين مسأله‌، بايد هر دو طرف به‌ صورت مکمل عمل کنند و علماي ديني، وعاظ و كساني که گوش مردم را در اختيار دارند، بايد تلاش کنند تا محيط‌زيست را به مدد تأثير حکومت‌ها نجات دهند، نه اينکه مردم عادي را وادار به سرزنش حکومت کنند و بالعکس. ازآنجا که ايمان و باور به اسلام هنوز راسخ و استوار است، تلاش‌هاي مشترک رهبران ديني و سياسي و اجتماعي در راستاي مبارزه با تخريب روزافزون محيط‌زيست (که امروزه در بسياري از نقاط جهان اسلام مشاهده مي‌کنيم)، بسي موفق‌تر و مؤثرتر خواهد بود.
5) اخيراً نهادها و مؤسسات غيردولتي با وجود مخالفت حکومت‌هاي محلي، بر جهان اسلام تأثيرگذار بوده‌اند. اکنون که اين مؤسسات در حال رشدند، بايسته است نهادهايي شکل بگيرد که به ‌جاي توجه به مسائل اقتصادي و اجتماعي که سر و کاري با محيط‌زيست ندارند، به ‌طور خاص به محيط‌زيست بپردازند. اين قبيل نهادها و مؤسسات زيست‌محيطي چندين دهه قبل در غرب ايجاد شده‌اند، و تعدادي از آنها در شناسايي اهداف مشخص در زمينه حفظ محيط‌زيست از طريق خريد زمين‌هاي بکر و محافظت از جنگل‌ها بسيار مؤثر عمل کرده‌اند. هيچ‌ دليلي وجود ندارد که اين قبيل مؤسسات نتوانند در جهان اسلام به ‌وجود آيند و گسترش يابند، البته اگر بر مبنا و همسو با تعاليم و هنجارهاي اسلامي شکل بگيرند.
نمونه اين مؤسسات، سازمان‌هاي اوقاف است که لزوما گرته‌برداري از الگوهاي غربي هم نيست. وقفهاي زيادي براي ايجاد مسجد، مدرسه و بيمارستان انجام گرفته است. هيچ‌ دليلي وجود ندارد که اوقاف نتواند تدبيري و اقدامي براي حفظ آب، خاک، درختان و جانوران انجام دهد. هرچند ميزان آزادي نهادهاي غيردولتي در جهان اسلام مشروط و مقيد به قوانين دولتي است، اما در عين‌ حال، باز اين قبيل نهادها فضاي کافي براي اقدام و عمل و توسعه دارند.
6) ناديده گرفتن خطر انواع فناوري‌هاي مدرن و فشارهاي سياسي و اقتصادي داخلي و خارجي، هر دو سبب شده تا حکومت‌ها در جهان اسلام به فناوري‌هاي بومي خود (از آبياري گرفته تا داروهاي پزشکي) به‌ سود اقلام و مواد غربي بي‌توجه باشند. لازم است تا کارزاري بزرگ توسط کساني که از اهميت فناوري‌هاي سنتي آگاهند، برگزار شود تا اين فناوري‌ها حفظ شده، به ‌کار گرفته شود؛ اينها فناوري‌هايي هستند که معمولا کمتر انرژي مصرف مي‌کنند و تأثيرات منفي کمتري بر محيط‌زيست مي‌گذارند. البته مي‌توان کمابيش آثاري از اين آگاهي مشاهده کرد، اما همچنان کارها و اقدامات بيشتري بايد انجام گيرد. به‌ کارگيري فناوري‌هاي جايگزين مي‌تواند تأثيري مهم داشته باشد و آثار ويرانگر فناوري مدرن بر محيط‌زيست را تا حد زيادي کاهش دهد.
7) در جهان اسلام به انحاي مختلف سعي مي‌شود تا دولت‌ها، سازمان‌هاي خصوصي و عمومي و همه کساني که کار مهم و درخور توجهي انجام داده‌اند، تشويق شوند. جوايز ملي و بين‌المللي متعددي در جهان اسلام به بهترين کتاب، خالق بهترين اثر هنري، و شخص يا اشخاصي که به‌ نوعي به اسلام خدمت کرده‌اند، اهدا مي‌شود؛ اما وقتي نوبت به مسئله محيط‌زيست مي‌رسد، تشويق و تقديري در کار نيست. جلب ‌توجه افراد با استعداد به اين حوزه با انواع تشويق‌ها کار دشواري نيست. و اين کاري است که در غرب نيز آغاز شده است. گامهاي فراوان ديگري بايد برداشته شود، و البته راهي دراز در پيش است.

نتيجه‌گيري
در پايان بايد پرسيد که: چه کسي اين برنامه تدوين شده را عملي خواهد کرد؟ و چه نيرويي مي‌تواند در برابر موتور فناوري و اقتصادي قدرتمند بين‌المللي که کمر به نابودي زمين در تک‌تک قاره‌ها بسته، مقاومت کند؟ پاسخ جهان اسلام، تنها نمي‌تواند پاسخ دولت‌ها و حکومت‌ها باشد، چون اگرچه آنها صاحب قدرتند، خود بخشي از مشکلند و نه راه‌حل. در حال ‌حاضر راه ‌حل عمدتا در افراد و گروه‌هاي کوچک و اقليت‌ها نهفته است که چه ‌بسا در آينده ممكن است گسترش يابند و زياد شوند. اول از همه، آنچه قطعيت دارد، اين است که بحران محيط‌زيست را بايد از دو جهت شناسايي کرد: يکي بعد عميق معنوي و ديني آن، و ديگري، آثار و پيامدهاي بيروني و خارجي آن. دوم، ديدگاه اصيل اسلامي را بدون هيچ‌ مصالحه‌اي بايد به دقت و شفافيت احيا کرد. کساني که از اوضاع مطلعند، بايد چشمشان را باز کنند و بفهمند که دنياي مدرن بر لبه پرتگاه قدم مي‌زند و تنها يک قدم ديگر تا نابودي خود فاصله دارد. آگاهي، آگاهي مي‌آورد. تعاليم اسلام در خصوص خدا، انسان، طبيعت، و ارتباط بين آنها همگي ندايي است براي بيدار شدن از خواب خطرناک علم‌باوري و مبارزه خودخواهانه بشر با طبيعت.
اين تعاليم، مسلمانان را مجددا به صراط مستقيمي هدايت مي‌کند که همانا شيوه زندگي همگون و هماهنگ با طبيعت است، و آنها نيز به دنياي غرب ياري مي‌کنند تا سنت فراموش‌شده خود را مجددا بازيابند؛ سنتي که ناظر به نقش انسان‌ها در خلاقيت خداوند است. اميدواريم که اين بيداري با تلاش‌هاي مؤثر و پيشتازانه انسان‌ها اتفاق بيفتد، و نه آگاهي خام برآمده از فجايع زيست‌محيطي که هر لحظه حيات انساني را روي زمين تهديد مي‌کند. هنگام بحث از اين قبيل مسائل مهم و سرنوشت‌ساز بايد به ياد داشته باشيم که بنابر تعاليم اسلام، آينده دست خداست و در نهايت، خداوند متعال (حسب يکي از اسماي حُسنايش، يعني «المُحيط») درواقع نگهبان «محيط‌زيست» ماست.
* اطلاعات حكمت و معرفت
(با حذف مآخذ)